X
تبلیغات
ایران,افغانستان,پاکستان
نسخه چاپی

طاهریان در گفت‌وگو با فارس:
پروژه خط لوله گاز بر اساس نیاز پاکستان به انرژی و خرید گاز دنبال می‌شود/ دست جریان افراط بازتر می‌شود

سفیر سابق ایران در پاکستان گفت: با توجه به نیازی که پاکستان به انرژی خصوصاً خرید گاز دارد، پروژه خط لوله صلح دنبال خواهد شد، هر چند که هنوز به شکل رسمی در این خصوص نواز شریف موضعی را اعلام نکرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس، پارلمان پاکستان روز چهارشنبه 15 خرداد، محمد نواز شریف، نخست وزیر پیشین و رهبر حزب مسلم لیگ (شاخه نواز) را به عنوان نخست وزیری انتخاب کرد.

نواز شریف 2 بار، از سال 1990 تا 1993 و همچنین 1997 تا 1997 نخست وزیر پاکستان بوده است و این برای سومین بار است که به این سمت را در اختیار می گیرد.

در انتخابات پارلمانی پاکستان که ماه گذشته برگزار شد، حزب مسلم لیگ اکثریت قابل توجهی از 372 کرسی مجمع ملی را به دست آورد و نواز شریف برای کسب کرسی نخست وزیری، به ائتلاف با احزاب دیگر نیازی نداشت.

دولت جدید پاکستان در حالی عهده دار امور می شود که این کشور با مشکلات عمده ای در حوزه های اقتصادی، امنیت داخلی و سیاست خارجی درگیر است.

اما در عرصه سیاست خارجی، آمریکا درخصوص دیدگاه نامشخص شریف در مورد جریان افراط  ابراز نگرانی کرده است. برخی از کاندیداهای حزب او در انتخابات اخیر سابقه فعالیت در گروه‌های تندرو را دارند.

در عرصه امنیت و سیاست خارجی، وی خواستار پایان دادن به حضور پاکستان در جنگ علیه تروریسم تحت رهبری آمریکا است.

محمدابراهیم طاهریان سفیر سابق ایران در پاکستان در گفت‌وگو با خبرنگار سیاست خارجی خبرگزاری فارس در خصوص تحولات سیاسی اخیر در اسلام آباد نظر و تحلیل خود را  مطرح می کند که مشروح این گفت‌وگو به شرح زیر است.

وی می گوید: در هفته ای که گذشت نواز شریف توانست از پارلمان رای اعتماد بگیرد و کابینه خود را معرفی کند، هر چند که کامل نبود به این دلیل که سرپرستی 2 پست مهم وزارت امور خارجه و دفاع را خود بر عهده گرفت.

وی در خصوص اهداف و سیاست‌های داخلی نواز شریف تصریح کرد: با توجه به وعده‌هایی که در دوران انتخابات داده است تمرکز اصلی وی بر زیر ساخت‌های داخلی و بهبود معیشت مردم خواهد بود.

وی افزود: در 5 سال گذشته زیر ساخت های اقتصادی پاکستان صدمه فراوانی دیده است و بعضی شهرهای بزرگ بیش از 10 ساعت در روز برق نداشته اند و صنایع بزرگ به خاطر کمبود انرژی دچار رکود شده اند.

سفیر سابق ایران در پاکستان گفت: 5 سال گذشته یکی از بدترین دوران به لحاظ اقتصادی و معیشتی برای مردم پاکستان بوده است علی رغم این که برای اولین بار در دوران سیاسی پاکستان یک دولت منتخب دوران فعالیت خود را به پایان رساند و قدرت را به دولت منتخب دیگر(حزب مسلم لیگ) تحویل داد. حال دولت جدید باید تلاش کند تا وعده‌های انتخاباتی خود را در خصوص مسائل اقتصادی و معیشتی عملی کند.

طاهریان در خصوص سیاست خارجی دولت جدید معتقد است که در حوزه سیاست خارجی پرونده‌های مهم خصوصا در حوزه خارج لزوما دست سیاسیون و دولت نیست و نهادهای دیگری پرونده ها را هدایت می کنند، بر این اساس کارشناسان بر این باور هستند که شاهد تحول ویژه‌ای در روابط پاکستان با همسایگانش نخواهیم بود.

وی افزود: به غیر از موضوع هند که ممکن است به خاطر کارکرد و سابقه شخص نواز شریف که روابط خوبی با هند داشته است روابط به خصوص در بخش اقتصادی رو به جلو حرکت کند، به علاوه با توجه به این که خاستگاه مردمی نواز شریف ایالات پنجاب است و این ایالات روابط مرزی خوبی با هند دارد انتظار گسترش روابط با هند وجود دارد.

سفیر سابق ایران در پاکستان در خصوص سیاست خارجی حزب مسلم لیگ در رابطه با افغانستان گفت: در مورد این کشور نیز به نظر نمی رسد که اتفاق خاصی رخ دهد. کارشناسان و بخش‌های سیاسی این کشور هم با ملاحظه نسبت به دولت جدید پاکستان اظهار نظر داشته اند.

وی با اشاره به مرز 1000 کیلومتری پاکستان و ایران عنوان کرد: بر اساس تحلیل کارشناسان روابط با ایران در سطح گذشته حفظ شود هر چند برخی تردیدها از سوی منابع و رسانه های غیر رسمی در خصوص ادامه همکاری در بخش انرژی و خط لوله ایجاد شده است، اما بر اساس واقعیت‌ها و نیازهای این کشور در بخش انرژی، لازم است تا پروژه لوله گاز دنبال شود.

وی افزود: همواره روابط سیاسی بین ایران و پاکستان بدون در نظر گرفتن این که چه دولتی بر سر کار است وجود داشته است.

طاهریان افزود: با توجه به نیازی که پاکستان به انرژی خصوصا خرید گاز دارد پروژه خط لوله گاز دنبال خواهد شد هر چند که هنوز به شکل رسمی در این خصوص نواز شریف  موضعی را اعلام نکرده است.

سفیر سابق ایران در پاکستان با اشاره به روابط اسلام آباد با کشورهای عربی گفت: این انتظار وجود دارد که روابط پاکستان با عربستان بیش از گذشته توسعه پیدا کند با توجه به این که نواز سال‌های تبعید خود را در عربستان به سر برده است.

بر اساس اطلاعات موجود به زودی اولین سفر غیر رسمی نواز به همراه خانواده به عربستان صورت خواهد گرفت.

کارشناس حوزه شبه قاره در مورد آینده روابط دولت جدید با آمریکا معتقد است که لزوما رابطه با آمریکا دچار تحول ویژه نخواهد شد. کارشناسان معتقد هستند که روابط این دو کشور از یک زیر ساخت قدیمی برخوردار است، پاکستان جزو کشورهایی است که بیشترین کمک ها را از آمریکا دریافت می کند، خصوصا در بخش نظامی، لذا به نظر نمی رسد که نواز شریف یک دولت توانایی داشته باشد که در این رابطه تحول ویژه ای را با توجه به شرایط داخلی پاکستان ایجاد کند، شاهد این سخن نیز همین است که از زمانی که نواز شریف رای اعتماد از پارلمان گرفته و کابینه خود را معرفی کرده است هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی حریم هوایی این کشور را 2 بار نقض کرده اند.

طاهریان با اشاره به معضل جریان افراط و در خصوص سرنوشت این جریان با روی کار آمدن حزب مسلم لیگ در پاکستان نیز بر این باور است که به لحاظ مسائل داخلی و شعارهای انتخاباتی که نواز شریف داشت، این طور به نظر می رسد که رابطه حزب حاکم و دولت با مجموعه جریانات مذهبی چه از نوع افراطی و چه غیره بهتر از دولت قبلی باشد.

نواز شریف در شعارهای انتخاباتی خود به روشنی در این مورد صحبت کرده است که در داخل رابطه خوبی با گروههای افراطی خواهد داشت.

وی با اشاره به دوران سابق حاکمیت این حزب و نواز شریف تصریح کرد: کارشناسان بر این باورند که این حزب رابطه خوبی را در داخل با جریان افراط برقرار خواهد کرد، اما در حوزه بین الملل و خارج نزدیک دست این جریان را باز خواهد گذاشت و این ادعا را خواهد داشت که از کنترل ما خارج است و این ارزیابی غلط است، چون کارشناسان معتقد هستند که کارکرد جریان افراط مانند تیغ دولبه است، چرا که اگر در داخل به توافق برسند و در خارج دستشان باز باشد در نهایت نتیجه و بازخورد فعالیت های بیرونی جریان افراط به داخل پاکستان سرریز خواهد شد همانگونه که پیش از این نیز همینطور بوده است.

سفیر سابق ایران در اسلام‌آباد گفت: پس از روی کار آمدن دولت جدید در پاکستان به نظر می رسد که فعالیت‌های جریان افراط افزایش پیدا کرده است به طور مثال بمب گذاری های اخیری که در هفته جاری در کابل انجام شده است.

طاهریان عنوان کرد: به هر حال باید تکلیف جریان افراط مشخص شود و نظام بین الملل به یک اجماع مشترک در خصوص این جریان برسد، چرا که هزینه فعالیت های این جریان هم شامل پاکستان خواهد بود و هم منطقه، باید منتظر ماند و دید که آیا در تفاهمی که بر اساس شعارهای نواز شریف در داخل با جریان افراط شکل خواهد گرفت دست این جریان در خارج باز تر خواهد شد یا نه!

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13920321000569

+ نوشته شده توسط مدیر در چهارشنبه 22 خرداد1392 و ساعت 12:57 |

+ نوشته شده توسط مدیر در یکشنبه 15 اردیبهشت1392 و ساعت 19:28 |


محمد تقی حمزه ای:

آنجا که ما نیستیم

“من بارها گفته ام میدان بوسنی، جنگ اسلام وکفر تنها نیست بلکه از این بالاتر است،”

” دروازه ورود به غرب و اروپا است.”

مقام معظم رهبری

درتابستان سال 1995 شهر “سربرنیستا ” واقع در شمال شرقی کشور بوسنی در محاصره ارتش صربها قرار گرفته بود و تاریخ آبستن فاجعه ای دیگر از دنیای متمدن امروزی بود. مسئولیت حفاظت از شهر که دیگر به صورت اردوگاهی درآمده بود به سربازان حافظ صلح هلندی سازمان ملل سپرده شده بود. در روز دهم جولای با چراغ سبز فرمانده هلندی و فرمان راتکو ملادیچ فرمانده و جنایتکار جنگی صربها در جنگ و قتل عام سربرنیتسا، سفاکان ارتش صرب وارد شهر شدند و زنان و کودکان را از مردان جدا کردند و 8500 مرد را وحشیانه در کارخانه ی برق و دیگر مناطق حومه شهر قتل عام و کشتار کرده و جنازه آنها را با لودر و بولدوزر جمع آوری و با کامیون ها در چندین گور دستجمعی در روستاها و مناطق جنگلی دور از شهر دفن کردند و زنان و کودکان را از شهر تاراندند به طوری که در مسیر سربرنیستا تا رسیدن به شهر توزلا در شمال بوسنی بیش از 1600 زن و کودک نیز از دنیا رفتند .

23-1

24-1

اکنون هرساله آزادگانی از جای جای دنیا این مسیر را که امروز به نام جاده سبز یا “زلنی پوت” معروف است در یک راهپیمایی بین المللی با نام “راهپیمایی دوستی برای صلح” در طول سه شبانه روز با پای پیاده به یاد شهدا و آوارگان سربرنیتسایی در سال 1995 طی می کنند و در پایان نیز طی مراسمی در تاریخ 11 جولای هر سال جنازه شهدایی را که هر ساله با شناسایی “دی ان ای” قطعات جمع آوری شده از گورهای مختلف شناسایی شده اند، درآنجا به خاک می سپارند.

آنجا ما نیستیم.

22-1

هشتم جولای(حرکت کاروان شهدا سربرنیتسا از ویسوکو):

ابرهای هشتم جولای آرام آرام سایه ملایم خود را بر فراز شهرهای “ویسوکو” و “وگوشجا” و “سارایوو” می افکند، شهر “سارایوو” کمی غمگین می نماید. حوالی ساعت 11  وارد خیابان “تیتو” که می شویم زمزمه های سوزناک مادرانه داغدارانی که برای استقبال از 600 شهید از 8500 شهید “سربرنیتسا” به انتظار ایستاده اند، فضا را ابری تر و حزن آلود تر می نماید. بازماندگان معصوم و مظلومی که نشانی ازضعف و شکست در چهره داغدارشان نیست. فضای خیابان مقابل کاخ ریاست جمهوری بوسنی در “سارایوو” انسان را به یاد خیابان های  ایران و تهران به وقت تشییع پیکر شهدای جنگ تحمیلی می اندازد. عطر دل انگیز استقبال هر لحظه شدید و شدیدتر می شود .

untitled-4

گویی در مراسم استقبال از شهیدان جنگ 8 ساله خودمان در ایران ایستاده ایم، با همان حال وهوا و بوی عطر دل انگیز گلاب قمصر. اشتباه نکرده ایم بانویی مسیر عبور کاروان شهدا را باعطر گلاب کاشان شستشو می دهد. احساس غربت به ناگاه رنگ می بازد. اینان چه زیبا و ظریف الگوها را دنبال و پیاده می کنند.

1-1

untitled-5

وقتی سفیر ایالات متحده امریکا، فرصت طلبانه به همراه همسرش خود را در کنار رئیس جمهور مسلمان و بوشنیاک  جای میدهد، فضای خاطرمان ابری تر می شود. یاد حمایت های گستاخانه آنها از تجاوز و جنایت صرب ها و هلندی های خائن اروپایی که اجازه ورود جنایتکاران صرب را برای قتل عام انسانی را دادند بیشتر دلمان را مکدر و تیره می کند.

جایی که ما نیستیم.

2-1

صدای آژیرها نشان از ورود کاروان گلو بریده های مسلخ “سربرنیتسا” می دهد و خبرنگاران را از اطراف ریاست جمهوری به خیابان می کشاند. کاروانی که از شهر “ویسوکو” (اولین محل حضور و فعالیت ایرانی ها و شهید حاج رسول و نواب) شروع و پس از گذشتن از شهر “وگوشجا” به “سارایوو” رسیده و سپس به “سربرنیتسا” منتقل می گردد.

21-1

untitled-9

با ورود و نور افشانی کاروان شهیدان ، یانگی فرصت طلب ناپدید می شود و دلمان کمی آرام می گیرد. اگر چه ناخواسته مجبور شدیم دوباره حضور قلدرانه اش را در خاکسپاری تحمل کنیم. براستی جای نماینده کدام ملتی دراین جایگاه و مکان مقدس است؟ ملتی که در این غربت شهید رسول وشهید نواب وشهید نیکنام و چندین جانباز داده و یا…؟ خفاش ها میدان داری می کنند، آنجایی که ما نیستیم.

20-1

3-1

دراین کشور بنا بر پیمانی امریکایی-اروپایی ، مسلمانان در بیان و تفسیر تاریخ جنگ و مظلومیت خود و افشاء جنایات جنگی دشمنان تا دندان مسلحشان وتبیین نمادهای دینی و فرهنگی وجنگی خود سالهاست محدود و ممنوع شده اند ولی عقده های خفته شده در سینه ها و گلوهای خود را با هجوم به کاروان شهدا و با گلباران و ذکر و دعا و قرائت فاتحه و… زمزمه و فریاد می کنند . دیگر مراسم با اوج گیری نوای ذکرخوانی و دسته ای برخواسته بر دعا و توسل های بغض آلود و ابراز ارادت ها رسمیت خود را از دست داده است و کامیون ها از حرکت ایستاده اند.

19

untitled-13

ضجه مادر یا شاید خواهر داغداری که از هوش رفته است، نگاه همه افراد وخصوصا اصحاب رسانه ها را جلب می کند. نمی دانم آیا این مظلومیت ها در زیر ظلمت سلطه رسانه ای به نمایش گذاشته شد یا نه؟ آنجا نشانی از رسانه های ما نیست.

18-1

با امید حضور در مراسم تشییع و تدفین شهدا در 11 جولای مزار شهدای سربرنیتسا ، به همراه مسلمانان آرام ومظلوم “سارایوو” با ذکر معروف “الله اکبر و لله الحمد” تا انتهای خیابان فرهادیه کاروان را بدرقه می کنیم. از دیروز مراسم بین المللی “راهپیمایی دوستی برای صلح” به یاد مردان شهید و زنان و کودکان سربرنیتسایی رها شده در مسیر “جاده سبز” با حضور بوشنیاک های مسلمان و آزادگانی از سراسر دنیا از استرالیا گرفته تا امریکا با شور و شوق و انگیزه ها و صحنه های غیر قابل وصفی شروع شده است. آنجا نیز ما نیستیم.

دهم جولای:

صبح روز دهم جولای کم کم راهپیمایان وارد سربرنیستا می شوند .ترکیب جمعیتی راهپیمایی بسیار جالب توجه است اعضای نهادهای مردم نهاد  (NGO)از کشورهای مختلف دنیا از اروپا تا استرالیا و آسیای دور، مسلمانان بوسنیایی مهاجر جنگی بوشنیاک در کشورهای مختلف و اهالی استانهای مختلف کشور بوسنی و شخصیت های سیاسی و فرهنگی از سراسر دنیا در این مراسم حاضرند .

4-1

نحوه حضور افراد مختلف که با پای مجروح یا با دوچرخه و یا ویلچر و… خود را به مراسم رسانده بودند نشان از بزرگی مراسم و اراده جهانی در اعلام برائت از پلشتی سیاستمداران جهانی و سازمان های بازیچه آنها که عامل اصلی این جنایت وحشیانه بوده اند، می باشد.

5-1

8-1

6-1

7-1

untitled-21

مزار شهدای پوتوچاری سربرنیتسا که با جمع آوری تکه های بدن آنها از قبرهای دستجمعی و با انجام آزمایشات متعدد DNA مورد شناسایی قرار گرفته و به آنجا منتقل می شوند، در دامنه تپه ای سرسبز در کنار انبارهای کارخانه برق شهر که یکی از محل های کشتار و قتل عام آنان بوده است، تعیین شده است. هر ساله بین 500 تا 600 شهید شناسایی و آماده تشییع و تدفین می گردد. از شب قبل 600 شهید با نظم خاصی در محوطه مزار چیده شده اند. با ورود مردم به محوطه، هرکس تابوتی را دربرگرفته و یا در کنار قبری به ذکر مشغول می باشند.

9-1

untitled-1

مراسم پس از حضور و انتقال شخصیت های سیاسی و مذهبی به سالن محل قتل عام و کشتار در کارخانه قدیمی برق و توجیه اولیه ایشان توسط رئیس العلما و رئیس جمهور مسلمان بوسنی وسپس هدایت ایشان به محوطه مزار شروع می شود.

17-1

7-11

فضای مزار شهدای سربرنیتسا به چهار بخش عمده تفکیک شده است: جایگاه ویژه ی روحانیون که مسقف و در وسط محوطه قرار دارد و فقط روحانیون و مفتی های استان های (کانتون ها) کشور بوسنی و رئیس العلما در آنجا مستقر می شوند. جایگاه ویژه ی سفرای کشورهای خارجی و شخصیت ها و مقامات بین المللی و ریاست جمهور و اعضای هیئت دولت بوسنی در کنار جایگاه ویژه ی روحانیون و نیز فضای استقرار مردم و نهادهای مردمی بومی و دیگر کشورها در میانه ی محوطه و همچنین محل استقرار تابوت 600 شهید که با نظم خاصی چیده شده است.

untitled-26

همه ی افراد بعد از ورود و قرائت فاتحه برای شهدا وارد مزار می شوند. مراسم پس از استقرار مردم و روحانیون شخصیت ها به همراه ادای احترام و اهدای گل در یادمان شهدای سربرنیتسا و با اجرای سرودی زیبا و آرام که توسط دختران نوجوان و همخوانانی در وسط محوطه و در کنار شهدا اجرا می شود، شروع می گردد.

10-1

16-1

ادای احترام خاخام یهود و از بازماندگان دوران هلوکاست و سخنرانی سفیر ایالات متحده امریکا (همانانی که با سکوت و چراغ سبز در دو مرحله “استقلال بوسنی” و “حمله ی وحشیانه ی صرب ها به سربرنیتسا” از حامیان جنایات ضد بشری در این کشور به شمار می روند) و همچنین سخنرانی سفیر فرانسه که کشورش با عدم ارائه ی مدارک در دادگاه “کاراجیچ” و “ملادیچ” جنایتکاران جنگی صرب فرصتی برای رهایی از عدالت و فرصت طلبی آن جنایتکاران ایجاد کردند، از صحنه های بسیار تلخ و مشمئز کننده و حزن آور این مراسم بود. آنجا هم ما نیستیم.

11-1

در این میان مشاهده ی قبرهایی که بازمانده ای برای عزاداری برایشان باقی نمانده بود، غمی سنگین بر قلب ها تحمیل می کرد و هر از گاهی ، رهگذرانی غریبه در عبور از کنارشان با نوازش و قرائت حمدی خلوت این قبور را می شکنند.

untitled-30

خانواده ها و بازماندگان شهدا آماده به خاک سپاری عزیزانشان با نظم همیشگی و قرائت حمد بودند که اتفاق غریبی افتاد که در نوع خود بی نظیر بود.

12-1

این واقعه ی زیبا از آنجا شروع شد که روحانی جوانی به خواست رئیس العلماء بوسنی از میان جمعیت مردمی مراسم، شخصی پر آوازه و متواضع و نماینده و نماد ایثار و نجات آنان را برای حضور در جایگاه ویژه ی روحانیون دعوت کرد. جایگاهی که در طول سال های برگزاری مراسم فقط محل استقرار روحانیون بوده است و هیچ شخصیت غیر روحانی حتی ریاست جمهوری کشور در آن جایگاه حضور نیافته بود.

14-1

شاید برای همین بود که نگاه ها متعجبانه به این دعوت غریب دوخته شده بود مسیر نگاه ها به شخصیتی ختم شد که روزی سفیر رحمت و رافت و تسکین دهنده آلام مردم این کشور بود. اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در زمان سختی ها و محاصره های مردم مظلوم بوسنی و بوشنیاک ها بود. یعنی محمد ابراهیم طاهریان اولین سفیر جمهوری اسلامی ایران در زمان سختی های جنگ و محاصره ی شهرها و کشتار مردم بوسنی.

13-1

و همه دیدند چگونه از میان جمعیت مردمی مراسم ، او در کمال بی ادعایی سیاسی و با تواضع و افتادگی  که مشخصه ی بارز شخصیت اوست، این عنایت و لطف “دکتر تسریچ” رئیس العلمای بوسنی را با دستی بر سینه جواب داد و این درخواست و آن اجابت در مقابل دیدگان جهانیان، پاسخی شگرف بود از طرف مردم مظلوم بوسنی برای مردم حق طلب ایران به اولین سفیر و نماینده مهربانی هایشان .

untitled-34

آنجا بود که قلب ها شکفته و دل ها شاد و دیدگان به پاس همه ی خوبی ها و خدمات خالصانه و بدون توقع در طول سال های سخت و بی یاوری و تنهایی دوران جنگ، نورانی و اشکبار و گریان شد. و اینجا برای اولین بار پس از گذشت 16 سال از برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود شهدا سربرنیتسا ما با چشمانی نمناک و نگاه هایی پراز غرور و سربلندی و افتخار شاهد بودیم که:

آنجا که ما نیستیم

روح شهیدان حاج رسول ، نواب و نیکنام حاضرند.

آنجا که ما نیستیم

روح خدا در کالبد زمان ، خمینی وفرزندانش

به نمایندگی از مردم غیورشان حاضر و ناظرند.

پایان سخن اینکه ساماندهی یک سازمان مردم نهاد با حضور جوانان دلسوخته ی بسیجی ایرانی که امروز احساس می کنند وارث ایثار و شجاعت های شهیدان غریب خود هستند، برای شرکت در مراسم راهپیمایی بین المللی 10 جولای ، یک ضرورت اجتناب ناپذیر و تاثیرگذار و مصداق بارز و عینی از حضور فرزندان خمینی در میدان رویارویی  با دورویی  و دروغگویی وخباثت و جنایت و نسل کشی های غرب به ظاهر متمدن و انساندوست است. اگرچه بسیار دیر است …

والسلام

محمد تقی حمزه ای ( دولابی ) mthn41@gmail.com

http://shahidrasul.ir/?p=1390

+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه 17 اسفند1391 و ساعت 20:26 |
روزنامه ایران

پنجشنبه 10/12/91

«خط لوله صلح» مكمل روابط ايران، پاكستان و هند

محمد ابراهيم طاهريان

جمهوري اسلامي ايران با کشور پاكستان 900 كيلومتر مرز مشترك دارد. اين كشور با دارا بودن بيش از 175 ميليون نفر جمعيت، يكي از همسايگان پرجمعيت ايران محسوب مي‌شود. از ابتداي تاسيس جمهوري پاكستان در بيش از 6 دهه گذشته، ایران روابط رو به جلو و فعالي با اين كشور داشته است. بحث انتقال انرژي گاز از ايران به پاكستان مي‌تواند در جهت توسعه پاكستان يك نقش اساسي و كليدي تلقي شود، خصوصاً اين كه پاكستان به لحاظ ذخاير كاني با محدوديت‌هاي فراواني نسبت به جمعيت‌اش روبه‌روست. لذا از حدود بيش از يك دهه قبل، اين فكر در منطقه به وجود آمد كه انرژي پاك از ايران به پاكستان و از پاكستان به هند منتقل شود و اين طرح در حقيقت يك بازار يك ميليارد نفري را هدف قرار داده بود.
با توجه به اين كه گفته مي‌شود جمهوري اسلامي ايران صاحب دومين ذخاير گاز در دنياست و در 60 سال آينده، اين ثروت پايدار از مطرح‌ترين ذخاير جهان خواهد بود، موضوع ارسال گاز ايران به پاكستان و هند مطرح شد و در آن مقطع، جلسات و رفت‌وآمدهاي مختلفي براي نهايي شدن اين مساله صورت گرفت.
از سوی دیگر و به دليل بروز برخی تشنجات سنتی میان هند و پاكستان، خط لوله انتقال گاز ايران به پاكستان و هند، «خط لوله صلح» ناميده شد كه احداث آن مي‌تواند روند صلح بين دو كشور را به صورت وسيعي تثبيت كند. متاسفانه در طول سال‌هاي اخير و به علت برخي از مشكلات از جمله فشار كشورهاي غربي، هند از طرح «خط لوله صلح» خارج و مذاكرات احداث اين خط لوله و انتقال گاز به پاكستان، بين تهران و اسلام‌آباد پيگيري و تصميماتي در سطوح مختلف گرفته شد و نهايتاً در ماه‌هاي اخير، توافقات مهمي در اين زمينه صورت گرفت. در طول سال‌هاي گذشته، جمهوري اسلامي ايران كار انتقال گاز به شرق كشور را عملياتي و نهايي كرده و در حال حاضر، گاز در شرق كشور براي انتقال و ترانزيت به پاكستان آماده است. اکنون برخي از شهرهاي پاكستان مانند كراچي با مشكل تامين انرژي، بخصوص انرژي برق روبه‌رو و برای وسايل نقليه گازسوز، به شدت بامحدوديت تامين سوخت مواجه هستند، يكي از راهكارهاي فعلي خروج اين كشور از بحران انرژي، عملياتي كردن طرح انتقال گاز ایران به پاكستان است.
اگر چه در طول چند ماه گذشته سفر آصف علي زرداري،رئيس‌جمهور پاكستان به ایران براي نهايي‌كردن و امضاي سند انتقال گاز همواره به خاطر برخی فشارها به تعويق افتاده، اما با سفر روز گذشته رئيس‌جمهور پاكستان به تهران و امضاي تفاهمنامه انتقال گاز به اين كشور، فرصت مناسبي براي توسعه پاكستان و بهتر شدن شرايط منطقه و ايجاد زمينه‌اي كه هند هم بتواند به اين طرح عظيم بپيوندد به وجود مي‌آيد.
از سوی دیگر ممكن است يك نگاه راهبردي نسبت به طرح استراتژيك انتقال گاز از ايران به پاكستان و هند وجود داشته باشد. اگر اسلام‌آباد به اين جمع‌بندي رسيده باشد كه براساس يك نگاه استراتژيك و با درنظر گرفتن منافع بلند مدتش به طرح‌ انتقال گاز از ايران توجه کند، اين طرح، يك قدم مهم در جهت بهبود اوضاع اقتصادي و امنيتی در پاكستان تلقي شده و در بلند مدت نيز مصالح و منافع دو كشور را دربر خواهد گرفت.
بعضي از كارشناسان معتقدند در صورت نهايي شدن اين پروژه و به امضا رسيدن قرارداد آن در بالاترين سطح و عملياتي شدن انتقال گاز از ايران به پاكستان، پيوست‌هاي اين پروژه از قبيل تامين امنيت كه تا به حال راجع به آن كمتر صحبت شده است تعريف خواهد شد و به جريان مي‌افتد. لذا پروژه انتقال گاز از ايران به پاكستان، مي‌تواند يكي از اتفاقات مهم در جهت توسعه پاكستان باشد. اصولاً از ابتداي تاسيس پاكستان، روابط دو كشور ايران و پاكستان رو به جلو و توسعه بوده و قراردادهاي فراوان اقتصادي و سياسي در طول بيش از 6 دهه، ميان تهران و اسلام‌آباد منعقد شده است. قطعاً پروژه انتقال گاز از ايران به پاكستان، مي‌تواند مكمل روابط تهران و اسلام‌آباد در همه حوزه‌ها خصوصاً در اقتصاد و سياست باشد و مي‌تواند فضايي را فراهم كند كه پاكستان از انرژي گاز در جهت رفع نيازها، ايجاد و بهبود زيرساخت‌ها استفاده كرده و به منبع درآمد رسمي و قابل ملاحظه‌اي براي اين كشور تبدیل شود. پيوستن كشور هند به اين پروژه هم در حقيقت يك فرصت دوجانبه براي پاكستان تلقي خواهد شد. به هر صورت نياز به انرژي در بازاري كه بيش از يك ميليارد نفر جمعيت دارد، امري اجتناب‌ناپذير بوده و در دسترس‌ترين و واقعي‌ترين منبع تامين اين انرژي، منابع گاز جمهوري اسلامي ايران است.

٭ سفير سابق ايران در پاكستان

http://www.iran-newspaper.com/1391/12/10/Iran/5311/Page/2/Index.htm

+ نوشته شده توسط مدیر در جمعه 11 اسفند1391 و ساعت 10:23 |


پاكستان در مسير نهادينه‌كردن دموكراسي

شنبه, 30 دی 1391 ساعت 08:32

محمد ابراهيم طاهريان:تحولات اخير پاكستان به وقايع 10 روز گذشته بازمي‌‌گردد. اخيرا فاجعه‌اي در كويته رخ داد كه تعدادي از شهروندان كويته از بين رفتند و اين به بركناري حكومت محلي از سوي دولت فدرال منجر شد.از اين‌رو در يك تظاهرات كم‌سابقه از سوي مردم، به اين وضع اعتراض شد و از طرف ديگر صدور حكم بازداشت نخست وزير پاكستان توسط ديوان عالي كه بخش‌هاي اجرايي به دليل كمبود مدارك از بازداشت وي تبعيت نكردند، بر تشديد تحولات پاكستان تاثيرگذار بود.

 

در اين ميان اعتراض مجموعه تحت رهبري طاهرالقادري بنيانگذار منهاج‌القرآن كه در روزهاي اخر ماه دسامبر در لاهور پاكستان شروع شد بر حجم تحولات اين كشور افزود. وي چندي پيش در لاهور پاكستان جمعيتي ميليوني را به دور خود جمع كرد و در آنجا از ضرورت تغيير و اصلاحات در ساختار حاكميت سخن به ميان آورد. مطالبه اين جماعت ميليوني يك مطالبه حاكميتي بود يعني اصلاح و جلوگيري از فساد و كارآمدي حاكميت.

 

به هر علتي توجهي به درخواست جماعت معترض نشد. همان‌طور كه رهبر معترضان يعني طاهرالقادري تهديد خود مبني‌بر اين‌كه اگر خواسته‌ها پذيرفته نشود اعتراضات را از پنجاب به مركز پاكستان مي‌كشانيم، حدود چهار روز قبل اعتراضات به پايتخت سياسي كشيده شد.

 

مطالبه آنها در اين برهه اين بود كه انتخابات بايد مطالبات مردم را محقق كند. نهايتا نمايندگان از حزب حاكم يعني حزب مردم و حزب مسلم‌ليگ و تقريباً از همه احزاب و همچنين دولت، نمايندگاني را تعيين كرده و با رهبر معترضان ملاقات كردند. بر اين اساس توافقنامه‌اي امضا شد با اين نتيجه كه خواسته آنها در انتخابات مورد توجه قرار مي‌گيرد و در فروردين ماه، دولت خود را منحل كرده و انتخابات زودهنگام برگزار مي‌شود.


اين در حالي است كه پاكستان و هند نيز همچنان روابط پر فراز و نشيبي دارند. اخيرا تشنجات مرزي در ناحيه كشمير اتفاق افتاد كه البته در شش دهه گذشته نيز شاهد اين مسائل بوده‌ايم. به نظر مي‌رسد دو كشور توافق كرده‌اند درگيري‌هاي مرزي را كنترل كنند و براساس آخرين اخبار مذاكراتي به‌زودي ميان دو كشور انجام خواهد شد. گذشته از اين مسئله، بسياري معتقدند كه تحول عمده در پاكستان در پنج سال گذشته اين بوده است كه با وجود فراز و نشيب‌هاي امنيتي، سياسي و اقتصادي، اين كشور با پديده كودتا كه پيش از اين رايج بود، روبه‌رو نشده است.


از اين‌رو كارشناسان نسبت به كاركرد ارتش طي سال‌هاي اخير از اين جهت نگاه متفاوتي دارند و به نظر مي‌رسد با توجه به تحولاتي كه تاكنون رخ داده است، ارتش روش سنتي خود را در پيش نگرفته است. لذا اگر بنا باشد ارتش همين روش را در آينده تحولات پاكستان در پيش بگيرد، جنس تحولات در پاكستان متفاوت خواهد بود؛ از اين‌رو بايد بيش‌تر شاهد زورآزمايي احزاب و گروه‌هاي سياسي باشيم. به نظر مي‌رسد اگر اين روند ادامه يابد، انتخابات آينده در يك فضاي متفاوت از گذشته برگزار شده و تدريجاً دموكراسي در پاكستان نهادينه خواهد شد.

*سفير سابق ايران در افغانستان

http://www.mellatonline.net/index.php/sarmaghale/30384-1391-10-30-05-02-08

+ نوشته شده توسط مدیر در شنبه 30 دی1391 و ساعت 21:24 |
روزنامه خراسان - مورخ دوشنبه 1391/10/18 شماره انتشار 18311
طاهريان: سفر جليلي به افغانستان در شرايط فعلي خيلي مهم است

طاهريان، سفير پيشين ايران در افغانستان در گفت وگو با خراسان، با مهم خواندن اين سفر در آستانه سفر حامد کرزاي به آمريکا تاکيد کرد: به طور کلي رفت و آمدهاي بين تهران و کابل در راستاي بهبود و توسعه روابط دوجانبه است به همين دليل هم از سوي کارشناسان و هم افکار عمومي با استقبال رو به رو مي شود. وي افزود: از اين جنس سفر تا به حال به افغانستان نداشته ايم يعني سفر دبير شوراي عالي امنيت ملي به کابل حائز اهميت است به خصوص به لحاظ روان شدن مواضع، بهتر شدن روابط در اموري هم چون بازسازي افغانستان مباحث اقتصادي و همکاري هاي وسيع در مرزهاي مشترک دو کشور که در حوزه کاري شوراي عالي امنيت ملي قرار دارد.

سفير سابق ايران در کابل در پاسخ به اين سو ال که تحولات مربوط به امضاي پيمان امنيتي آمريکا و افغانستان در چه وضعيتي است، گفت: بحث در مورد اين پيمان حدود يک سال پيش با عنوان پيمان استراتژيک مطرح شد و اين پيمان به هر علتي و برخلاف ارزيابي ها انجام شده در قوه مجريه و قوه مقننه و لويه جرگه به تصويب رسيد. طاهريان گفت: با وجود آن که يک سال پيش اعلام شد که به دليل حساسيت هاي موجود در افکار عمومي بخشي از همکاري هاي نظامي و يا همان ايجاد پايگاه نظامي افغانستان مسکوت ماند اما همان زمان عده اي از کارشناسان تاکيد کردند اين پيمان بستري براي ايجاد پايگاه و يا واگذاري پايگاه به آمريکايي ها است و اين به معناي فراهم شدن زمينه اعطاي مصونيت قضايي و کنسولي به اتباع آمريکايي ها است چرا که بر اساس قوانين نظامي آمريکا در هر کشوري که آمريکايي ها پايگاه نظامي داشته باشند کشور ميزبان بايد به اتباع آمريکايي مصونيت قضايي و کنسولي بدهد. وي افزود: هم اکنون نيز حدود دو ماه است که اين موضوع در سطوح مختلف آمريکا پي گيري مي شود به خصوص روي تعداد پايگاه هاي نظامي آمريکا که گفته مي شود حرف از تاسيس ۳ تا ۵ پايگاه نظامي و حضور ۶ تا ۱۲ هزار نفر نيرو و حتي بيشتر است.طاهريان در ادامه تصريح کرد: به هر حال سفر دکتر جليلي و رايزني در اين فضا در راستاي درک متقابل از شرايط اهميت ويژه اي خواهد داشت.

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1391&month=10&day=18&id=4634651

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 19 دی1391 و ساعت 17:3 |

ملت آنلاین  دوشنبه, 04 دی 1391

نشست پاريس و آينده افغانستان

محمد‌ابراهيم طاهريان:به لحاظ اصولي برخي اتفاقي كه چهارشنبه گذشته در پاريس رخ داده است را مذاكره مي‌دانند اما واقعيت اين است كه مذاكره‌اي در كار نبوده بلكه گردهمايي و همايشي در فرانسه صورت گرفته كه دستوركار خاصي هم نداشته است. به نظر مي‌رسد نشست اخير بيش‌تر در جهت منافع و مصالح كشورهاي فرامنطقه‌اي حاضر در افغانستان باشد. با توجه به كمبود نيروي كشورهاي فرامنطقه‌اي در افغانستان، كشورهاي فوق قصد استفاده ابزاري از اين نشست دارند و قصد القای گفت‌وگو ميان طرف‌هاي افغانستان را دارند. به هر حال نشست اخير براساس آنچه طالبان و جريان افراط ابراز كرده تنها سخنراني از سوي طالبان صورت گرفته و نظرات اين جريان تبيين شده و گفت‌وگويي در كار نيست.

بنا براين نبايد انتظار داشت نتيجه مشخصي از نشست مذكور به دست آيد. به‌طور كلي موضع جريان افراط يا طالبان استقرار امارت اسلامي در افغانستان است. به نظر نمي‌رسد كه طالبان از سوداي امارت اسلامي و تماميت‌خواهي خود عقب‌نشيني كند.آنچه در سه سال گذشته اتفاق افتاده حاكميت كابل و جامعه بين‌الملل قدم به قدم به طالبان امتياز داده است تا تسلط بيش‌تري بر اوضاع سياسي و نظامي افغانستان داشته باشند. همچنين طالبان برخلاف ساير جريان‌هاي اپوزيسيون تاكنون موضعي در جهت پذيرش قانون اساسي افغانستان نداشته و حاكميت را نيز قبول ندارد.

 

درباره مذاكره افغانستان و امريكا نيز بايد گفت امريكا مصالح و منافع خود را در مذاكرات چه در اوائل حضور در افغانستان و چه امروز مدنظر قرار مي‌دهد و نه مردم افغانستان. برخي معتقدند كشورهاي فرامنطقه‌اي قصد دارند خود را از طرف درگيري‌ها به مدير بحران تبديل كنند.


بنابراين، اين جنس گفت‌وگوها در جهت تامين امنيت نيروهاي خود و القاي مديريت بحران است.


در رابطه با بازگشت زلماي خليل‌زاد گفتني است عناصر مطرح در ميدان بازي افغانستان احزاب و افرادي هستند كه در سه دهه گذشته در افغانستان مطرح بودند. بعيد به نظر مي‌رسد كسي كه مدت‌ها در افغانستان نبوده‌ در شرايط فعلي شانس زيادي بابت ايفاي نقش در افغانستان داشته باشد.


بنابراين خليل‌زاد با توجه به اين‌كه مدت‌ها در امريكا بوده و تابعيت امريكايي نيز دارد در روند سياسي افغانستان تاثيرگذار نخواهد بود. اگر بخواهيم در رابطه با آينده سياسي افغانستان سخن بگوييم بايد به اين موضوع اشاره شود كه حاكميت تعاملاتي را با جريان افراط داشته و در اين راه هزينه‌هاي بسياري داده است و افراد بسياري از سوي طالبان در اين مسير كشته شدند لذا به نظر مي‌رسد

 

اين روش و نوع تعاملي كه حاكميت با بخشي از جريان افراط اتخاذ كرده به نتيجه نخواهد رسيد.  درباره نقش كشورهاي فرامنطقه‌اي در آينده سياسي افغانستان هم بايد گفت كشورهاي فرامنطقه‌اي در تلاش هستند تا خروج امن خود را مهيا كنند. مجموع اين تحولات نشان مي‌دهد كه آينده سياسي افغانستان اميدوار‌كننده نيست.


در نتيجه فعلا شرايط اميدوار‌كننده‌اي وجود ندارد چرا كه از ظرفيت‌هاي واقعي افغان‌ها و كشورهاي منطقه براي ثبات و پيشرفت افغانستان استفاده مناسبي نشده است.


*سفیر سابق ایران در افغانستان

http://mellatonline.net/index.php/world/59-yaddasht/29392-1391-10-04-08-58-48

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 4 دی1391 و ساعت 22:14 |

ارزیابی شرایط افعانستان

دیپلماسی ایرانی:

تدوین استراتژی سیاست خارجی نوین در افغانستان، به گفته رئیس جمهور کرزی تغییر اساسی در روابط افغانستان و جهان بعد از سال 2014 ایجاد می کند. به نظر شما با توجه به ظرفیت ها و محدودیت های افغانستان چه امکانی برای تغییر وجود دارد؟

بسیاری از کارشناسان به دلیل مجموعه مشکلاتی که از نظر سیاسی، امنیتی و اقتصادی در افغانستان وجود دارد، معتقدند که حاکمیت  قاعدتا باید به دنبال راهکارهایی باشد که تا حدودی این فشارها را تخفیف دهد و از مجموعه دل نگرانی ها و اعتراضات موجود جلوگیری کند. در گذشته نزدیک و پیش از این که کار به اینجا برسد، حاکمیت به دنبال امضای قراردادهای زنجیره ای استراتژیک با مجموعه کشورهای فرامنطقه ای بود. به گمان این که این کار می تواند مسائل افغانستان را حل کند و افکار عمومی را تسکین دهد. اما به نظر می رسد از آن جا که این موضوع راهکاری منطقی نبود و تبدیل به چاره ای برای مجموعه مشکلات افغانستان نشد، دولت در کلام به دنبال طرح شعارهای جدیدی است که با استفاده از آن ها مجموعه مشکلات و مطالبات مردم را پشت سر بگذارد و آن ها را تسکین دهد.

اما یک موضوع وجود دارد و آن این که برای طرح چنین مسائلی دیر است. حاکمیت در افغانستان ده سال طلایی را از دست داد. ده سالی که جامعه بین الملل توجه ویژه ای به افغانستان داشت. اما در حال حاضر در حالی که افغانستان خود را برای برگزاری انتخابات دور سوم ریاست جمهوری آماده می کند، عملا به نظر نمی رسد در حوزه عمل از این نوع شعار ها راهکاری برای مشکلات افغانستان ایجاد شود. اما به هر صورت همه چه مردم افغانستان و چه منطقه امیدوارند که افغانستان به راهکاری برسد که مسائل و مشکلات افغانستان را تخفیف دهد.لذا به نظر می رسد که قاعدتا در حوزه عمل اتفاق جدیدی رخ نخواهد داد.

یکی از عوامل موثر در ثبات دولت که می تواند بر سیاست خارجی تاثیرگذار باشد، بحث روند آشتی ملی در افغانستان است. برخی معتقدند که دولت در مذاکره با طالبان و پیشبرد روند آشتی ملی اهمال می کند. چه چیزی آن ها را واداشته که چنین اعتقادی داشته باشند؟

اصولا به نظر می رسد راهبرد حاکمیت نسبت به موضوع صلح مبهم است. به دلیل این که وقتی دولت هنوز به یک راهکار مشخص با اپوزیسیون فعال در چارچوب قانون اساسی نرسیده، چطور ممکن است با اپوزیسیونی که قصد براندازی دارد و مجموعه حرکات تروریستی و ضد امنیتی را به طور مسلحانه در جای جای افغانستان دنبال می کند، به تفاهم برسد؟ هنوز مردم افغانستان و جامعه بین الملل فراموش نکرده اند که مجموعه فعالیت هایی که شهید ربانی، رئیس جمهور سابق افغانستان و رئیس شورای عالی صلح در این چارچوب انجام می داد به چه نتیجه ای رسید. نمونه متاخرتر این مسئله، وضعیت اسدالله خالد، بالاترین مقام امنیتی افغانستان است. او که پرونده صلح در افغانستان را دنبال می کرد به مانند شهید ربانی در منزل خود مورد سوء قصد قرار گرفت و هنوز از وضعیت جسمانی او اطلاعات کاملی در دست نیست.

لذا به نظر می رسد که اصولا راهبرد حاکمیت در افغانستان بر چه مبنایی استوار است؟ آیا بر مبنای قانون اساسی است و قرار است بر اساس آن با اپوزیسیون تعامل شود؟ از مجموعه بیانیه ها و اطلاعیه های جریان افراط بر می آید که آن ها به دنبال تمامیت خواهی هستند و اصولا با مذاکره برای صلح میانه ای ندارند. مضافا این که در مورد سر نهادن آن ها به قانون اساسی افغانستان تردید وجود دارد. به نظر می رسد پیش فرض های لازم برای مذاکره در دو طرف وجود ندارد.  به همین دلیل برخی کارشناسان این رفتار دولت و حاکمیت در افغانستان را یک رفتار مبهم می دانند.

اخیرا مطرح شده که قرار است فرانسه نشستی میان طالبان و دولت افغانستان در حومه پاریس برگزار کند. ادعا شده که این اولین نشستی خواهد بود که دو طرف پشت میز مذاکره قرار می گیرند. قبلا روندی در قطر در حال پیگیری بود. تفاوت این دو روند چیست و سابقه فرانسه در بحث میانجی گری مذاکرات صلح چیست؟

این رویکرد جنسی متفاوت از رویکرد حاکمیت ندارد. برای هر کشور اروپایی یا کشورهایی که نیرو در افغانستان دارند، این سوال مطرح است که آن ها می خواهند میانجیگری میان چه کسانی هستند؟ آن چه در اخبار آمده این است که در آینده نزدیک، بخشی از جریان افراط، بخشی از اپوزیسیون فعال در چارچوب قانون اساسی و حاکمیت در نشستی برای مذاکره شرکت کنند. اما روشن نیست که چه بخشی با چه دستور کاری قرار است که در این جلسات شرکت کنند؟ بخشی که از اپوزیسیون فعال در چارچوب قانون اساسی یعنی احزاب جهادی در این نشست شرکت می کنند، کدام بخش است؟ حاکمیت با چه رویکردی در این جلسه شرکت خواهد کرد؟

به نظر می رسد چنین اقداماتی چشم انداز روشنی ندارد. راهکار حل مشکلات افغانستان قاعدتا در داخل افغانستان تعریف می شود. در گذشته حتی راهکار هایی که در زیر چتر سازمان ملل یا مجامع بین المللی صورت گرفته و پشتوانه داخلی افغانستان را داشته به هیچ جایی نرسیده است. به نظر می رسد چنین راهکارهایی بیشتر کارکرد سیاسی داشته باشد تا کاربرد عملی. بنابراین معلوم نیست که این اقدامات به دلیل مبهم بودن منجر به چه نتیجه ای شود؟ نمونه این اقدامات، اقداماتی است که امریکایی ها قبلا در قطر داشتند یا آلمانی ها در رابطه با جریان افراط دنبال می کردند. بنابراین به نظر نمی رسد چنین رویکردهایی که زیر چتر سازمان ملل نیست و پشتوانه داخلی در افغانستان ندارد، به نتیجه مشخصی برسد.

تا قبل از این امریکا در بحث مذاکره با طالبان بسیار فعال بود. چه اتفاقی افتاده که فرانسه وارد این بازی شده است؟ فرانسه چه انگیزه ای برای این کار دارد؟

آن چه مسلم است این است که درست است که مجموعه ناتو تحت یک پرچم در افغانستان فعالیت می کند اما به طور قطع کشورهای مطرح اهداف و اغراض و منافع و مصالح خود را دنبال می کنند. امریکایی ها با توجه به بحث خروج از افغانستان در سال2014  به دنبال منافع خود بودند. دولت جدید فرانسه هم به دنبال خروج از افغانستان است. به نظر می رسد این کشورها تلاش می کنند که با کمترین هزینه بتوانند نیروهای خود را از افغانستان خارج کنند. چرا که اگر این نیروها در افغانستان بمانند هزینه بیشتری را متوجه دولت های خود خواهند کرد.

اصولا رویکرد کشورهای فرامنطقه ای، رویکردی شفاف نیست که مشخص باشد بر چه اساسی و به چه منظوری می خواهند وارد چنین ساز و کاری شوند که از اپوزیسیون و گروه های افراطی دعوت کنند تا مذاکره انجام دهند. تاریخ سه دهه افغانستان از این دست تلاش ها فراوان دیده که اکثرا به نتیجه نرسیده و آن ها که به نتیجه رسیده استثنایی بوده و دلیل آن حمایت افکار عمومی و مردم در افغانستان و بعضا ورود سازمان ملل به ماجرا بوده و نه از طرف کشور مشخص./

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1910479/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B1+%D9%BE%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87+%D9%87%D8%A7+%D8%A7%D8%B2+%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86.html

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 27 آذر1391 و ساعت 20:12 |
printlogo

توافق پنهانی دولت کرزای و آمریکا
توافق پنهانی دولت کرزای و آمریکا
تا زمانی که افغانستان ناامن است کشورهای همسایه آن نیز هزینه پرداخت خواهند کرد. به عنوان مثال در حالی که جمهوری اسلامی ایران منافعش را نسبت به افغانستان در بستر امنیت و توسعه تعریف کرده، هر اتفاقی که منجر به ناامنی و توسعه نیافتگی بیش از حد افغانستان شود به ضرر ایران نیز خواهد بود.

حدود یک سال پیش، اولین پیمان معروف به پیمان استراتژیک میان کابل و واشنگتن امضا شد؛ همان زمان کارشناسان بر این باور بودند که در این پیمان دو موضوع مهم مستتر است و دولت افغان و آمریکایی‌ها، با بازی با افکار عمومی در بستر زمان این دو موضوع را حل خواهند کرد. البته دولتی‎ها، این مسئله را تکذیب و همواره تاکید می‏کردند که بحث پیمان استراتژیک همین مسائل است که آشکار شده است. یکی از این مسائل ایجاد پایگاه نظامی بود یعنی واگذاری پایگاه های نظامی که مذاکرات آن تقریبا از 10 روز پیش در واشنگتن در سطح سفیر و مدیر کل در جریان است. طبق آن چیزی که پس از جنگ جهانی دوم اتفاق افتاده و روال شده است اصولا آمریکایی‎ها جایی نیرو می‎برند که این مصونیت قضایی را داشته باشند. با این اوصاف از ابتدا این اتفاقات تدبیر شده بود و در حقیقت تاکنون نیز در حال بازی با افکار عمومی و خرید زمان بودند.

از آن‌جایی که اکنون بخش نظامی پیمان امنیتی در جریان است، بحث مصونیت قضایی نیز الزام و پیوست چنین توافقی بود و به نظر می‎رسد نیروهای آمریکایی و افغان مطابق برنامه‎ای از پیش تعیین شده در حال رسیدن به اهداف‎شان هستند. در‎حقیقت دولت کابل از ابتدا بر این امر واقف بود که پیمان استراتژیک یک سری الزامات و پیوندها دارد. آمریکایی‎ها برای ماندن در افغانستان بین سه تا پنج پایگاه مدنظرشان است و قاعدتا دولت کرزای نیز از این امر آگاه بوده‌است. اصولا افغانستان با راهکار نظامی راه به جایی نمی‎برد؛ همان‎گونه که در زمان جنگ سرد، شوروی سابق نیز با حضور در افغانستان نتوانست موضوعات را حل کند.

در هر صورت اکنون یک ارزیابی اشتباه انجام شده و هزینه آن را علاوه بر کشورهایی که این تصمیم را گرفته‎اند مردم افغانستان و منطقه نیز باید پرداخت کنند. اکنون این پرسش پیش می‎آید که حضور 10 ساله کشورهای خارجی در افغانستان چه دستاوردی داشته است. بسیاری معتقدند که جریان افراط و کشورهای فرامنطقه‏ای در افغانستان به مثابه دو‌لبه قیچی در راستای نقض منافع مردم افغانستان عمل کرده اند. تا زمانی که افغانستان ناامن است کشورهای همسایه آن نیز هزینه پرداخت خواهند کرد. به عنوان مثال در حالی که جمهوری اسلامی ایران منافعش را نسبت به افغانستان در بستر امنیت و توسعه تعریف کرده، هر اتفاقی که منجر به ناامنی و توسعه نیافتگی بیش از حد افغانستان شود به ضرر ایران نیز خواهد بود. در سوی دیگر ماجرا باید به این مسئله نیز توجه داشت که طالبان اعلام کرده بودند در صورت خروج کامل نیروهای خارجی تن به گفت‎و‌گو با دولت مرکزی خواهند داد.

اکنون مسئله اینجاست که اصلا چه گفت‌وگویی. شهید ربانی به عنوان رئیس شورای عالی صلح جانش را در راه همین گفت‎و‎گوها از دست داد و به نظر نمی‎رسد که این رویکرد در افغانستان نتیجه‏بخش باشد. در‎حقیقت اکنون اصالت این گفت‌وگوها به شدت زیر سوال رفته است و همه از خود می‏پرسند که مذاکره با چه کسی و برای چه هدفی. در نهایت تازمانی که رویکرد جریان افراط مبتنی بر تمامیت‎خواهی است، این گفت‌وگوها هیچ نتیجه‎ای نخواهند داشت.

*سفیر سابق ایران در افغانستان

http://www.ghanoononline.ir/Export/print/news/50626
+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 21 آذر1391 و ساعت 20:49 |

روزنامه تهران امروز

 ايران هراسي در هرات 

ابراهيم طاهريان

‌سفير سابق ايران در افغانستان



جمهوري اسلامي ايران در سه دهه گذشته و در سخت‌ترين شرايط و حتي در دوره جنگ هشت ساله تحميلي، ميزبان ميليوني افغان‌ها بود. اين ميزباني از آن روي بي‌سابقه ارزيابي مي‌شود كه كشور ميزبان خود درگير جنگي پرهزينه بود و قاعدتا چنين ميزباني‌اي بر در هزينه هاي كشور درگير در جنگ تاثير زيادي مي‌گذاشت. اما رفتار ايران در طول سه دهه گذشته نسبت به مهاجرين افغانستاني، مبتني بر رفتار همسايگي و رافت اسلامي بوده است. هر ناظري در بررسي سياست‌هاي ايران در قبال افغان‌ها سياست‌هاي انسان دوستانه ايران را تاييد مي‌كند. البته در اين ميان استثنائاتي نيز بوده است. بايد گفت وقتي چند ميليون نفر از هر نوع تفكر و پايگاه اجتماعي در كشور ديگري حضور دارند رخداد برخي مسائل هم چندان امري دور از ذهن نيست. بنابراين بهانه قرار دادن برخي وقايع براي مهاجرين در كشور ميزبان كه معلوم هم نيست درست باشد، نبايد بهانه‌اي براي ناديده گرفتن خدمات ايثارگرانه كشور ميزبان باشد.

ايران به‌عنوان يك كشور همسايه، با اتخاذ سياست اصولي براي كمك به ايجاد صلح، ثبات و توسعه پايدار، نقش فعالي را در بازسازي افغانستان ايفا كرده است. كشورمان در نشست‌هاي بين‌المللي كمك به بازسازي افغانستان (توكيو، برلين و لندن) با اعلام تعهد كمك به بازسازي اين كشور براي تقويت دولت جديد، نسبت به‌ايفاي نقش موثر خود درتثبيت امنيت و توسعه اقتصادي و بازسازي افغانستان تاكيد كرد. چنان‌كه ايران در اجلاس توكيوي اول كه حدود 10 سال قبل برگزار شد بيشترين تعهدات مربوط به بازسازي و روند توسعه در افغانستان را متقبل شد. احداث جاده دوغارون به هرات در بخش راهسازي هم در اين راستاست. بنابراين بايد گفت سياست ايران در افغانستان بر اساس 2 محور امنيت و توسعه قرار دارد. حال چه اتفاقي افتاده است كه ما در چند سال اخير مواردي را شاهد بوديم كه بر اساس آن تعداد معدودي جلوي نمايندگي‌هاي ايران در هرات اقدام به بي‌حرمتي مي‌كنند؟ عده‌اي معتقدند اصولا بعد از حضور نيروهاي خارجي در افغانستان كه همسايه تحميلي ايران شده‌اند يكي از سياست‌هاي كشورهاي خارجي كه با حمايت تعدادي از عناصر به ظاهر افغاني انجام مي‌شود،‌ پروژه ايران هراسي و ايران‌ستيزي است كه در دستور كار آنها قرار گرفته است. اين اقدامات اعتراضي در راستاي استراتژي اين كشورهاي خارجي و كارگزارهاي آنها قابل توجيه است. از اين رو اعتراض اخير در مقابل كنسولگري كشورمان در هرات كه با اهانت و آشوب طلبي و به بهانه ناپديد شدن تعدادي از افغان‌ها در ايران صورت گرفته، از طريق كانال‌هاي ديپلماتيك قابل پيگيري است و اساسا عملكرد كنسولگري يك كشور در خاك كشور ديگر براي پيگيري همين امور است. همين كه براي بررسي اين مسئله به كنسولگري كشورمان رجوع نمي‌شود و از طريق فعاليت‌هاي آشوب طلبانه پيگيري مي‌شود و رسانه‌هاي هدف دار اقدام به بازتاب فوري و بحث برانگيز اين خبر مي‌كنند، به شائبه جهت دار بودن حركت‌هاي اعتراضي قوت مي‌بخشد. 

http://www.tehrooz.com/1391/9/20/TehranEmrooz/1057/Page/1/


+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 21 آذر1391 و ساعت 20:38 |

تداوم سیاست های واشنگتن در قبال اسلام آباد

محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در پاکستان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است حداقل رفتار امریکا در قبال پاکستان، پیگیری سیاست های گذشته است.

دیپلماسی ایرانی: پیروزی باراک اوباما در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده به مذاق پاکستانی ها چندان خوش نیامده است. مردی که در نخستین روزهای حضور در کاخ سفید در سال 2009 میلادی به صراحت و بی تعارف تاکید کرده بود که زمان اعطای چک سفید امضا به پاکستان گذشته است و در یک سال باقی مانده به اتمام دور نخست ریاست جمهوری خود هم بدون اطلاع سرویس های امنیتی و اطلاعاتی پاکستان در عملیاتی کماندویی اسامه بن لادن رهبر القاعده را در خاک پاکستان به قتل رساند، باز برای چهار سال دیگر سکان ریاست در کاخ ریاست جمهوری را بر عهده دارد. سیاست احتمالی واشنگتن در قبال اسلام آباد در دور دوم حضور اوباما در قدرت و زمینه های همکاری و البته چالش های پیش روی دو دولت را  با محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در پاکستان به بحث و بررسی گذاشتیم که متن این گفتگو به شرح زیر است:

نگاه پاکستانی ها نسبت به انتخاب مجدد آقای اوباما به ریاست جمهوری امریکا چیست؟

به  نظر می رسد نخبگان پاکستانی و افکار عمومی نسبت به این موضوع این گونه می اندیشند که انتخاب مجدد اوباما به معنای تداوم سیاست های گذشته و یا شاید تشدید آن ها است. شاخص ترین رفتار واشنگتن نسبت به اسلام آباد در سال های اخیر تجاوز و نقض حریم هوایی به طور مکرر و هفتگی پاکستان بوده است. این مسئله خصوصا در منطقه وزیرستان شمالی و جنوبی بیشتر به چشم می آید. لذا به نظر می رسد مشخص ترین پیام از این انتخاب به پاکستان خصوصا به بخش های تصمیم ساز این کشور این باشد که وضع گذشته ادامه پیدا خواهد کرد. البته می توان بدبینانه تر هم به این مسئله نگاه کرد و گفت که امریکا مصمم تر از گذشته به رفتار سیاسی، امنیتی و نظامی خود در قبال پاکستان ادامه خواهد داد.

شما به واکنش افکار عمومی اشاره کردید، آیا دولت هم در این زمینه واکنشی داشته است؟

حداقل تا الان شاهد واکنشی از سوی مقامات پاکستانی نبوده ایم. اما به نظر می رسد اگر اتفاقی در قالب پیام تبریک هم صورت بگیرد، بیشتر یک رفتار تشریفاتی است و آن چه مسلم است ادامه وضع گذشته خواهد بود. اما مطلب مهم در این میان این است که پاکستان در آینده نزدیک شاهد انتخابات سراسری خواهد بود. لذا به نظر می رسد از جهتی این رویه که دموکرات ها اصولا تمایل چندانی نسبت به یک اتفاق نظامی از جنس کودتا در کشورها ندارند، ممکن است شرایط را برای پاکستان سخت تر کند. با توجه به کودتاهای مکرر در شش دهه گذشته در پاکستان اتفاق افتاده، این انتخاب این پیام را دارد که راه انتقال قدرت در پاکستان را باید در انتخابات جست و جو کرد. این که کیفیت و کمیت انتخابات چگونه باشد، بحث دیگری است. علاوه بر این، قاعدتا این انتخاب این پیام را دارد که پاکستان باید به طرف برگزاری انتخابات ادامه مسیر دهد و هر اتفاق دیگری به غیر از انتخابات با توجه به رویه حضور دموکرات ها در کاخ سفید و رویکرد آن ها نسبت به پاکستان بسیار بعید به نظر می رسد.

برخی معتقدند دموکرات ها در دور دوم ریاست جمهوری خود، نگاه سخت گیرانه تری نسبت به مسائل سیاست خارجی دارند. در مورد پاکستان این حدس تا چه حد قابل تحقق است؟

آن چه قطعی است، در بهترین وضع ادامه رویه گذشته در چهار سال قبل دموکرات ها در کاخ سفید نسبت به اسلام آباد است. در واقع این شدید ترین سیاستی است که دموکرات ها می توانستند در قبال اسلام آباد پیگیری کنند. نقض حریم هوایی پاکستان به طور هفتگی انجام شده است. در خوش بینانه ترین حالت همین شرایط ادامه پیدا خواهد کرد. اگر قرار باشد این شرایط تشدید شود، مشکلات بیشتری برای پاکستان ایجاد خواهد شد.

آن چه مسلم است، اتفاق مهمی که در دوره دموکرات ها افتاد و دستاورد مهمی برای سیاست خارجی امریکا تلقی شد، حذف رهبری جریان افراط در پاکستان بود. این مسئله هزینه های زیادی را از نظر حیثیتی و بی اطمینانی امریکا به رابطه با پاکستان تحمیل کرد. به نظر می رسد برای خوش بین بودن به این که روابط این دو کشور از این وضعیت به وضعیت بهتری تغییر کند با توجه به تحرکات جریان افراط و بعضا ناتوانی دولت نسبت به برخورد با این جریان، فضای مناسبی فراهم نیست. در خبر ها آمده بود که با یک کامیون حامل مواد منفجره به یک مرکز نظامی حمله شده است. این گونه وقایع نشان می دهد که شرایط، شرایط آسانی نیست. لذا به نظر می رسد قاعدتا اگر بعضی از این فشارها نسبت به حاکمیت پاکستان افزایش پیدا نکند، تا همین جا هم فشارهای کم سابقه ای به پاکستان وارد شده است.اصولا اگر از یازده سپتامبر به بعد را یک مومنتوم در رابطه امریکا و پاکستان در نظر بگیریم، این مومنتوم وضعیتی بود که نوع رابطه را تغییر داد. جمله معروفی که رئیس جمهور وقت امریکا به رئیس جمهور وقت پاکستان که اتفاقا بالاترین مقام نظامی بود جمله معروفی است که می گوید باید وضعیت خود را روشن کنید که با ما هستید یا با آن ها؟ لذا به نظر من کماکان سیاستی که از زمان جمهوری خواهان شروع شد و در زمان دموکرات ها پیگیری و تشدید شد کماکان ادامه خواهد داشت./

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1908938/%D8%A8%D8%A7+%D9%85%D8%A7+%D9%87%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D8%AF+%DB%8C%D8%A7+%D8%A8%D8%A7+%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%A7%D9%86%D8%9F.html

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 23 آبان1391 و ساعت 21:27 |
 

اعلام زمان برگزاری انتخابات در سایه حضور نیروهای بیگانه

جریان افراط ساز خود را می نوازد

محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی معتقد است اصولا خروج یا حضور نیروهای فرامنطقه ای در افغانستان نمی تواند تاثیر زیادی در روند تحولات مربوط به افرادی که پایبند به قانون اساسی هستند داشته باشد.

دیپلماسی ایرانی: دولت حامد کرزی رئیس جمهوری افغانستان با اعلام زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ،  اگر چه به بسیاری انتقادات پایان داد اما با شائبه های دیگری رو به رو شد. بسیاری از تحلیل گران معتقدند برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در حالی که هنوز نیروهای خارجی در افغانستان حضور دارند، نمی تواند نتیجه مثبتی را برای افغانستان به همراه داشته باشد. دیپلماسی ایرانی نیروهای سیاسی گرفتار در مباحث داخلی افغانستان، تاثیر حضور نیروهای بیگانه بر این انتخابات و احتمال حضور جریان افراط در آینده سیاسی افغانستان را  با محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان و پاکستان در میان گذاشت که متن آن به شرح زیر است:

شورای همکاری احزاب که به تازگی در افغانستان تشکیل شده است، چه هدفی را دنبال می کند و اهمیت آن چیست؟

طی روزهای اخیر اتفاق مهمی از نظر سیاسی در افغانستان رخ داده که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و آن تشکیل شورای همکاری احزاب است. اکثر احزاب مطرح و چهره های مهم سیاسی افغانستان از جمله نخبگان سیاسی جهادی و غیره برای اولین بار به این ترتیب دور هم جمع شدند و اسم این گردهمایی شورای همکاری احزاب بود. اصلی ترین مطالبه این شورای همکاری احزاب و نخبگان حاضر در آن که وزن قابل ملاحظه ای در معادلات سیاسی افغانستان دارد این بود که انتخابات برابر قانون اساسی، در زمان مقرر برگزار شود. معنی این پیام این بود که احزاب و نخبگان سیاسی و افرادی که در چارچوب قانون اساسی در افغانستان چه به عنوان اپوزیسیون و چه به عنوان پوزیسیون فعالیت می کنند و در این کشور زندگی می کنند یک نگرانی دارند و آن این است که انتخابات برابر قانون اساسی در زمان مقرر برگزار نشود.

حال باید دید اقدامی که از طرف دولت و حاکمیت در افغانستان صورت گرفته و تاریخ حمل یا فروردین هزار و سیصد و نود و سه را برای برگزاری انتخابات اعلام کرده، پاسخ به این دغدغه است یا خیر؟ اگر این گونه باشد، باید این اقدام را به فال نیک گرفت. این اتفاق خوبی است که کسانی که در حال حاضر در دولت حاضر هستند و قدرت را در دست دارند، به این موضوع پایبندند که انتخابات باید در موعد قانونی خود برگزار شود. اما اگر این اقدام به عنوان یک تاکتیک انتخاباتی و پاسخی مقطعی به مطالبه این احزاب و شورای همکاری احزاب بوده باشد و در آینده پیگیری نشود، جای نگرانی دارد. با این حال باید خوش بین بود و به طرفی نگاه کرد که این اقدام مثبتی است و انتخابات در موعد مقرر خود انجام خواهد شد.

اما باید به طور کلی این نکته را در نظر داشت که برگزاری دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان یک پروسه ناقص و غیر شفاف بود و ثمره آن نتوانست به تحولات افغانستان کمک کند. باید امیدوار بود که این بار افغانستان هم در موعد مقرر و برابر آن چه در قانون اساسی آمده است انتخابات را برگزار کند و هم پروسه و روند برگزاری این انتخابات روشن و شفاف و کامل باشد تا بتواند جلوی نا به سامانی ها در این کشور را بگیرد.

برخی مطرح کرده اند که انتخاب زمان برگزاری انتخابات در حالی که هنوز نیروهای خارجی در افغانستان حضور دارند، می تواند معنای خاصی داشته باشد. به نظر شما این مسئله می تواند در فضای داخلی افغانستان تاثیرگذار باشد؟

به نظر می رسد این مسئله می تواند یک اتفاق باشد. چون به لحاظ زمان بندی، تقریبا انتخابات زمانی برگزار می شود که هنوز اتفاق فوق العاده ای در مورد بحث خروج صورت نگرفته است. به نظر می رسد که اصولا خروج یا حضور نیروهای فرامنطقه ای در افغانستان نمی تواند تاثیر زیادی در روند تحولات مربوط به افرادی که پایبند به قانون اساسی هستند داشته باشد. در هر صورت حضور نیروهای فرامنطقه ای طی ده سال گذشته در افغانستان لزوما یک اتفاق مثبت نبوده است. اگر بحث خروج نظامیان خارجی از افغانستان هم یک بحث واقعی باشد، نمی تواند فاکتور تعیین کننده ای در تحولات افغانستان خصوصا بخشی که پایبند به قانون اساسی هستند باشد. چون این ها بر اساس قانون اساسی عمل می کنند و حضور یا عدم حضور نیروهای خارجی چندان تاثیری بر این عملکرد ندارد. حضور و یا عدم حضور نیروهای فرامنطقه ای تنها می تواند بر وضعیت جریان افراط تاثیرگذار باشد. این جریان افراط است که می تواند از این تحول در هر جهتی بهره بگیرد. تا کنون نیز شاهد خدمات متقابل جریان افراط به نیروهای خارجی و بالعکس بوده ایم. اما اصولا چنین اتفاقی نمی تواند یک فاکتور تعیین کننده در مجموعه ای که پایبند به قانون اساسی هستند باشد.

با توجه به این که بحث آشتی ملی و جذب عناصر میانه روی طالبان در قدرت مطرح بود، آیا می توان در این انتخابات منتظر ماحصل این روند بود؟

دو ملاحظه بر چنین سوالی مطرح است. اول این که اصولا بحث گفت و گو با جریان افراط از چه مبنع و مرجعی پیگیری می شود؛ آیا این مرجع داخلی است یا خارجی؟ و دوم این که اصولا این سوال معتبر است که جریان افراط متعادل و غیر متعادل دارد؟

اصولا طرح گفت و گو با جریان افراط دو منشا داشت. یک منشا، منشا خارجی بود که برداشت کارشناسان این بود که مجموعه عناصر موثر داخلی و بیرونی افغانستان در این روند دور زده شده اند. منشا دیگر، داخلی بود و در شورای صلح پیگیری می شد. شهید ربانی مسئول این کار بود. این روند به نتیجه ای نرسید و عملا شهید ربانی جان خود را بر سر این پیمان گذاشت. همان طور که همه به یاد دارید ایشان در منزل خود به دست یکی از افراد دارای همین تفکر به شهادت رسید. لذا به نظر می رسد بحث گفت و گو اگر با منشا خارجی باشد، به نوعی دور زدن عناصر داخلی افغانستان است و با منشا داخلی هم به نتیجه ای نرسیده است.

در رابطه با این که آیا عناصری از طالبان جذب شده اند یا نه هم باید گفت که اساسا جریان افراط تا کنون هیچ نشانه ای مبنی بر تغییر رفتار نشان نداده است. کسانی هم که قبلا ذیل جریان افراط فعالیت می کردند و الان با واسطه یا بی واسطه با حاکمیت کار می کنند لزوما افراد تاثیرگذاری نیستند و حتی ممکن است رفتاری تصنعی داشته باشند.

آیا می توان پیش بینی کرد که چه کسانی در انتخابات بعدی کاندیداهای مطرح خواهند بود؟

همین شورای همکاری احزاب که هفته گذشته شکل گرفته و اعلام موجودیت کرده است، شامل جریانات مطرح است. تغییر امید، شورای ملی و ... از جریانات مطرح هستند. به نظر می رسد که اگر بخواهیم بر اساس آن چه در گذشته اتفاق افتاده پیش بینی کنیم، مطرح ترین گزینه از جریان تغییر امید بود که در آن زمان دکتر عبدالله بود. البته تا کنون تغییر امید و دکتر عبدالله در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات موضع گیری نکرده است./

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1908648/%D8%AC%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B7+%D8%B3%D8%A7%D8%B2+%D8%AE%D9%88%D8%AF+%D8%B1%D8%A7+%D9%85%DB%8C+%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%B2%D8%AF.html

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 15 آبان1391 و ساعت 11:33 |