X
تبلیغات
ایران,افغانستان,پاکستان
روزنامه تهران امروز دوشنبه ۱۸/۹/۹۲

روابط تهران- کابل در مسیر پیشرفت

محمدابراهیم طاهریان

سفير سابق ايران در افغانستان


روابط تهران و كابل همواره رو به جلو بوده و در طول مدت كمي كه از روي كار آمدن دولت جديد در ايران گذشته است،‌ رئيس‌جمهور افغانستان براي بار دوم به ايران آمده است. رئيس‌جمهور افغانستان در نخستين سفري كه در طول دولت يازدهم به تهران آمده در مراسم تحليف حسن روحاني شركت كرده و روز گذشته نيز جهت توسعه روابط دوجانبه و همچنين بحث بر سر نگراني‌هاي دو طرف سفر دوم انجام شده است.

نكته ديگر درباره سفر رئيس‌جمهور افغانستان به تهران اين است كه اين سفر منجر به بيانيه مشتركي شده است كه طي آن وزراي خارجه دو كشور موظف شدند پيمان جامع همكاري دو كشور را تدوين كنند. اين پيمان براي حل مشكلات دوجانبه فعلي و آينده دو كشور بسيار اثر گذار خواهد بود.

اما نكته حائز اهميت سفر رئيس‌جمهور افغانستان به تهران اين است كه اين سفر در آستانه امضاي توافقنامه امنيتي آمريكا و افغانستان صورت گرفته است. ايران بارها اعلام كرده كه نگران توافقنامه امنيتي افغانستان با آمريكاست و از اين جهت لازم بود طي ديداري بين روساي جمهور دو كشور اين دغدغه‌ها منتقل شده و دو كشور از نگراني‌هاي هم مطلع شوند.

ديدار و گفت‌وگوي روساي جمهور ايران و افغانستان درباره پيامدهاي امضاي توافقنامه امنيتي با آمريكا در حالي صورت مي‌گيرد كه رئيس‌جمهور افغانستان اخيرا براي پذيرش و امضاي توافقنامه امنيتي شروطي را مطرح كرده و اكنون منتظر پاسخ نهايي كاخ سفيد به اين شروط است. كاخ سفيد اما به نظر مي‌رسد كه حاضر نيست اين شرايط را بپذيرد و سعي دارد با تحت‌فشار قرار دادن دولت افغانستان يا بيان تهديدهايي در اين زمينه كار خود را به جلو ببرد. سفر اخير وزير دفاع آمريكا و بيان اينكه از سوي او كه تضمين مي‌دهد پيمان‌نامه امنيتي حتما توسط دولت افغانستان امضا شود، در همين راستاست؛ آمريكا سعي دارد كاري كند كه وزير دفاع افغانستان به جاي حامد كرزي اين توافقنامه را امضا كند تا كار به انتخابات سال 2014 رياست‌جمهوري در افغانستان نكشد. رئيس‌جمهور افغانستان اعلام كرده است كه بهتر است رئيس‌جمهور جديد افغانستان اين توافقنامه را امضا كند با اين حال نيروهاي نظامي آمريكا و ناتو تنها تا پايان سال 2013 زمان دارند كه با امضاي اين توافقنامه امنيتي در افغانستان باقي بمانند و اگر اين توافقنامه امضا نشود، مجبور به ترك خاك اين كشور هستند.

ايران در اين ميان نقش مهمي دارد. ايران و احتمالا برخي از همسايگان ديگر كشورهايي هستند كه از ادامه حضور آمريكا در افغانستان حمايت نمي‌كنند و اعتقاد دارند فضاي ترور و تهديد و همچنين ناامني با ادامه حضور آمريكايي‌ها در افغانستان ادامه مي‌يابد. ايران با اين حال تصميم نهايي را تصميم ملت افغانستان مي‌داند ولي نگراني‌هايي در اين زمينه دارد. همكاري‌هاي زيادي بين ايران و افغانستان وجود دارد و با اين ديدار اين نوع همكاري‌ها به شدت گسترش مي‌يابد كه به نفع هر دو كشور است.

http://www.tehrooz.com/

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 18 آذر1392 و ساعت 13:41 |

روزنامه خراسان دوشنبه مورخ 1392/9/1۸

 

سفير پيشين ايران در افغانستان: سفر کرزاي در اين مقطع اهميت ويژه اي دارد

طاهريان سفير پيشين ايران در افغانستان در گفت وگو با خراسان درباره سفر حامد کرزاي به تهران با بيان اين که همواره رفت و آمد بين سران دو کشور وجود داشته تاکيد کرد: اين سفر در اين مقطع از اهميت ويژه اي برخوردار بود به علاوه بيانيه اي که از سوي دو رئيس جمهور صادر شده است نشان دهنده فضاي دوستانه و مثبت حاکم بر ملاقات ها و گفت وگوهاي دو طرف است. اين بيانيه بيانگر توسعه روابط در قالب يک سند جامع است. وي افزود: با اين سند مقامات دو کشور مامور شده اند که سند را در اسرع وقت پياده کنند. اين کارشناس درباره مباحث مطرح شده بين دو رئيس جمهور گفت: به نظر مي رسد علاوه بر موضوع هاي مشترک و مهم منطقه اي و بين المللي توسعه روابط اقتصادي در دستور کار قرار داشته است.

۲ ديدگاه درباره توافقنامه آمريکا و افغانستان وجود دارد

طاهريان درباره توافقنامه امنيتي آمريکا و افغانستان با بيان اين که دو ديدگاه درباره اين توافقنامه وجود دارد تصريح کرد: يکي اين که جمهوري اسلامي ايران با اين توافقنامه موافق نيست به اين لحاظ که اين توافقنامه مي تواند شرايط افغانستان و شرايط امنيتي منطقه را پيچيده تر کند و اما به لحاظ کارشناسي برخي بر اين باور هستند که علي رغم اين که اين توافقنامه فشار دوگانه اي را به افغانستان مي آورد جلو برخي تندروي هاي گروه افراط را به واسطه حضور نظامي آمريکا در افغانستان مي گيرد.

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&year=1392&month=9&day=18&id=5447498

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 18 آذر1392 و ساعت 13:38 |
 

نسیم تغییرات پاکستان به افغانستان رسید

رویکرد مثبت نواز شریف به کابل

محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی به بررسی رویکرد جدید نواز شریف در سیاست داخلی و خارجی و سفر وی به کابل پرداخته است

دیپلماسی ایرانی: ظاهرا نواز شریف، نخست وزیر پاکستان قصد دارد رویکرد جدیدی را در برابر کابل پیش ببرد. خط دیورند، مرز کنونی بین کشورهای افغانستان و پاکستان سال هاست که نقطه اختلافات میان دو کشور بوده است، اما رویکرد نواز شریف و سفر وی به کابل نشان می دهد که شاید این بار در رویکرد سیاسی پاکستان تغییراتی رخ داده باشد. رئیس جمهوری افغانستان و نخست وزیر پاکستان پس از دیدار و گفت وگو در نشست خبری مشترک به لزوم همکاری صادقانه دو کشور در مبارزه با تروریسم، حسن همجواری و گسترش روابط اقتصادی، تاکید کردند. حامد کرزی که در طول دوران ریاست جمهور ی اش به منظور برقراری صلح در افغانستان 20 سفر به پاکستان داشته است، پیش از این گفته بود که اگر پاکستان و آمریکا صادقانه بخواهند صلح در افغانستان محقق شود، این امر شدنی است. حقیقت این است که دولتهای افغانستان و پاکستان با تمامی اختلافاتی که با یکدیگر دارند، از مسائل و مشکلات مشابهی رنج میبرند و نیازمند راهکارهای مشابهی هستند، در نتیجه سفر شریف به افغانستان میتواند دارای نتایج مثبت و ارزندهای برای هر دو کشور باشد محمدابراهیم طاهریان، سفیر پیشین ایران در افغانستان به بررسی رویکرد جدید نواز شریف در سیاست داخلی و خارجی و سفر وی به کابل پرداخته است که در ادامه می خوانید.

با توجه به سفر آقای نوازشریف به کابل، آیا تغییر دولت در پاکستان و تمایلات جدیدی که از سوی رهبران جدید اسلام آباد عنوان می شود را می توان مبنای مطمئنی برای تغییر رویکرد این کشور در قبال افغانستان محسوب کرد؟ آیا می توان گفت علاوه بر سیاست، تعریف منافع هم در پاکستان تغییر یافته است؟

آن چه در تبلیغات انتخاباتی مسلم لیگ مطرح بوده و پس از آن که نواز شریف روی کار آمد و همچنین اظهارات نواز شریف  در کابل، همگی بیانگر رویکرد مثبت و متفاوتی است، اما لزوما سیاست ها را با حرف اندازه نمی گیرند و باید دید که در عمل چه خواهد شد. به دلیل آن که معمولا پرونده افغانستان در پاکستان به طور کامل در اختیار دولت و حزب حاکم نیست و نهادهای دیگری هم هستند که در این پروند تاثیرگذارند. بنابراین باید کمی صبر کرد و دید که فاصله عمل و حرف اسلام آباد نسبت به موضوع افغانستان همان است که گفته می شود یا به گونه دیگری عمل خواهند کرد.

دوره قانونی فرمانده سابق ارتش در پاکستان خاتمه یافت و فرمانده جدیدی برای این نهاد قدرتمند تعیین شد . این تغییر که مطابق نظر نخست وزیر این کشور صورت گرفت می تواند موجب نزدیکی بیشتر ارتش با دولت در پاکستان و در پرونده های مهمی چون افغانستان و هند و افراط گرائی شود ؟

به طور کلی انتخاب راحیل شریف بیانگر نوعی تغییر در رویکرد ارتش نسبت به مسائل داخلی و خارجی  تلقی نمی شود، چراکه شریف جزء چند کاندیدای مطرح بوده و ممکن است انتخاب اول نبوده اما مطمئنا یکی از انتخاب ها بوده و مشغول به کار شده است. این فرد پانزدهمین فرمانده ارتش پاکستان است و کارکرد ارتش نیز به افراد بستگی ندارد مگر آن که اتفاقی از جنس اقدام ضیاء الحق یا مشرف بیفتد، در غیر این صورت چارچوب نهاد ارتش کارکرد مشخصی است و افراد در آن تغییری ایجاد نمی کنند. بنابراین به نظر می رسد انتخاب ژنرال راحیل شریف به معنای تغییر در موضع ارتش درحوزه داخلی یا خارجی نیست و این مساله اتفاق مهمی در جهت رویکرد پاکستان نسبت به افغانستان تلقی نمی شود. به نظر می رسد همان روال گذشته ادامه پیدا کند.

انتقال مسالمت آمیز قدرت در پاکستان اولین تجربه در این کشور در طول تاریخ تاسیس آن محسوب می شود. به نظر شما نواز شریف چگونه می تواند از تکرار تجربه تلخ دهه 90 در مورد خودش جلوگیری کند؟

از این جهت اولین تجربه است که زمان آن تمام شد، بدین معنا که اولین دولتی بود که علی رغم تمام ضعفی که داشت توانست دوره 5 ساله خود را تمام کند و دولت توسط دو حزب سیاسی دست به دست شود. از این جهت اولین بوده است، در غیر این صورت دولت ها یا خود به دنبال انتخابات زودرس بودند یا کودتا شده است. بنابراین از این منظر شرایط کنونی یک تحول بوده که درحوزه نظامی هم به همین شکل است، بدین معنا که فرد پیشین توانست زمان خود را پایان دهد و قدرت را به جایگزینش تحویل دهد. بسیاری از کارشناسان معتقدند اتفاقی که در پاکستان در حال شکل گیری است تمرینی برای دموکراسی است. همان طور که اشاره شد دولت گذشته و حزب مردم نقاط ضعف فراوانی داشت و حداقل می توان گفت که در حوزه سیاست خارجی دو اتفاق مهم افتاد که توانست دولت را جابه جا کند یکی بحث حذف بن لادن و دیگری هم جریانی که موسوم به ممو گیت شد. اما شاهد بودیم که این اتفاق ها منجر به کودتا نشد، درست است فشارهایی به زیرساخت ها در حوزه داخلی پاکستان آمد و دولت موفقی نبود، اما شاهد بودیم که ارتش ورود نکرد. این روند بدان معناست که وضعیت در پاکستان تغییر کرده و این کشور تمرین دموکراسی می کند یا به این سمت حرکت می کند که حرف آخر را صندوق رای بزند و اگر تجربه گذشته را برای ارزیابی روندهای آینده به عنوان میزان در نظر بگیریم به نظر می رسد که قاعدتا دوران کودتا پایان یافته است.

بحث امضای توافقنامه امنیتی میان افغانستان و امریکا در حال حاضر در چه مرحله ای است ؟

همان طور که می دانید نشست مشورتی لویی جرگه یا نشست بزرگان افغانستان که در آن حدود 2500 نفر از مناطق مختلف این کشور حضور داشتند (هرچند که تعدادی از نمایندگان این نشست را بایکوت کرده بودند) توافقنامه امنیتی را تایید کرده و منتظر توشیح رئیس جمهور است تا توسط رئیس جمهور به  پارلمان برای بررسی ارجاع شود.

آیا منافع پاکستان به عنوان کشور همسایه ای که بیشترین تاثیر سیاسی را بر اوضاع افغانستان دارد در این توافق نامه مدنظر گرفته شده است ؟

آنچه تا به امروز شنیده شده این است که حامد کرزی در سخنرانی افتتاحیه لویه جرگه گفته بود که در میان همسایگان تنها جمهوری اسلامی ایران است که با این توافقنامه مخالف بوده، اما مقامات ایرانی اعلام کرده اند که ما به تصمیم مردم افغانستان احترام می گذاریم. بنابراین به نظر می رسد تا به امروز موضع آشکاری از سوی همسایگان افغانستان نسبت به این موضوع دیده نشده است. در مورد پاکستان هم به طور مشخص مساله ای در نظر گرفته نشده و تا جایی که علنی شده هیچ موضوعی در خصوص همسایگان طرح نشده است، ضمن آن که دیده شده یا در روح این توافق است که منشایی برای مزاحمت  همسایگان از سوی افغانستان نباشد.

 نگاه پاکستان به انتخابات آتی در افغانستان چگونه است ؟ آیا نامزد خاصی وجود دارد که مطلوب پاکستانی ها باشد ؟

تا به امروز اطلاع خاصی در خصوص این موضوع نیست. 11 کاندیدا حضور دارند که یک مورد کاندیدای ائتلاف ملی است و تعدادی دیگر افرادی هستند که به نوعی در دولت مقامی داشته و در حال حاضر استعفا داده اند و خود را کاندیدا کرده اند. تا به امروز به نظر نمی رسد که هیچ کشور یا حتی دولتی در افغانستان به طور رسمی از کاندیدایی حمایت علنی کرده باشد، اما آن چه به ایران مربوط است و از مواضع جمهوری اسلامی ایران برمی آید این است که  ایران بر برگزاری انتخابات تاکید دارد و این که انتخابات بر اساس استانداردهای افغانستان شفاف و آزاد باشد. در حقیقت انتخاب مردم مورد حمایت و تایید همسایگان است که به نظر می رسد موضع منطقی همه همسایگان باید همین گونه باشد.

تحریریه دیپلماسی ایرانی/

http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1925422/%D9%86%D8%B3%DB%8C%D9%85+%D8%AA%D8%BA%DB%8C%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%AA+%D9%BE%D8%A7%DA%A9%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86+%D8%A8%D9%87+%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86+%D8%B1%D8%B3%DB%8C%D8%AF.html
+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 12 آذر1392 و ساعت 9:48 |
روزنامه تهران امروز پنج شنبه ۷ آذر ۱۳۹۲

سفير سابق ايران در افغانستان در گفت‌وگو با «تهران‌امروز» مطرح كرد
انتخابات افغانستان تعيين‌كننده سرنوشت پيمان با آمريكا

ثمانه اكوان

تهران‌امروز


موضوع پيمان‌نامه امنيتي افغانستان و انتخابات رياست‌جمهوري در اين كشور به شدت در هم تنيده شده است. از سويي رئيس‌جمهور بر اين باور است كه اين پيمان‌نامه بايد با تغييراتي به تصويب برسد و از سوي ديگر با تشكيل لويه جرگه مشورتي زمينه براي امضاي آن را فراهم كرده است. اما چه دلايل و اهدافي پشت اين ماجراهاست و سرنوشت اين دو موضوع مهم در فضاي سياسي افغانستان چگونه خواهد بود ؟ محمد ابراهيم طاهريان سفير اسبق ايران در افغانستان به سوالات ما در اين زمينه پاسخ داده است.



آقاي طاهريان! در وهله اول بايد تصوير درستي از مسائل فعلي موجود در افغانستان داشته باشيم. در حال حاضر مسئله تصويب پيمان‌نامه و همچنين امضاي تاييد لويه جرگه بر اين متن چه تاثيري بر فضاي سياسي افغانستان گذاشته است ؟

موضوع اصلي كه براي باقي‌ماندن نيروهاي آمريكا در افغانستان مطرح شد و ظاهرا در قانون‌اساسي آمريكا وجود دارد اين است كه هر جا كه نيروهاي آمريكایي هستند، بايد مصونيت قضايي داشته باشند. اين مسئله توسط دولت در وهله اول تصويب نشد و قرار شد كه بعدا اين مسئله مورد بحث قرار بگيرد و بالاخره در هفته‌اي كه گذشت لويه جرگه مشورتي برگزار شد و به پيشنهاد رئيس‌جمهور اين موضوع به موضوع اصلي لويه جرگه تبديل شد. 2500 نفر از اقوام و احزاب مختلف دعوت شدند به لويه جرگه و در قالب 50 كميسيون به مدت بيشتر از 3 روز به بحث پرداختند و نهايتا لويه جرگه پيمان را تصويب كرد. بعد از آن قرار شد با نظر رئيس‌جمهور اين پيمان‌نامه به مجلس فرستاده شود و بعد از تصويب مجلس، ريس جمهور آن را امضا كند. يكي از حواشي اين مسئله اما اين بود كه رئيس‌جمهور گفت كه من اين مصوبه را بعد از تصويب مجلس و تا قبل از برگزاري انتخابات امضا نمي‌كنم كه رئيس انتخابي لويه جرگه گفت كه رئيس‌جمهور چنين اختياري ندارد و بايد اين را امضا كند و جمعي از نمايندگان پارلمان كه اكثرشان عضو ائتلاف ملي بودند، اصولا برگزاري لويه جرگه را دور زدن قانون‌اساسي و اقدامي فراقانوني مي‌دانستند و به همين دليل در اجلاس شركت نكردند.

امروز لويه جرگه اين پيمان‌نامه را امضا كرده و مشاور امنيت ملي آمريكا در حال حاضر در افغانستان است و از رئيس‌جمهور خواسته است كه اين پيمان‌نامه را ظرف يك ماه امضا كند در غير اينصورت اين امكان وجود دارد كه نيروهاي آمريکايي از افغانستان خارج شوند و كمك‌هاي آمريكا به افغانستان هم زير سوال مي‌رود. اين آخرين وضعيت است و به نظر مي‌رسد كه اين پيمان‌نامه در نهايت تصويب شود.

نظر همسايگان افغانستان راجع به اين پيمان‌نامه هم مهم است ظاهرا ايران و پاكستان با اين مسئله مخالفت كرده‌اند. دليل اين مخالفت چيست و حضور نيروهاي آمريكايي چگونه مي‌تواند امنيت و فضاي سياسي منطقه را بر هم بزند ؟

نظر كارشناسي اين است كه طي چند سال گذشته كه نيروهايي از ائتلاف‌هاي گوناگون دنياي غرب در افغانستان حضور داشتند،‌نتوانستند از پس تامين امنيت اين كشور بر بيايند و تامين امنيت كنند،‌چطور ممكن است كه تعداد كمتري از سربازان آمريكايي اين كار را انجام دهند. در لويه جرگه هم رئيس‌جمهور مطرح كرد كه در داخل افغانستان لويه جرگه در اين باره تصميم مي‌گيرد و در خارج هم در ميان كشورها ايران با اين توافقنامه مخالف است كه مسئولان ايراني هم اعلام كرده‌اند كه به خواست و نظر مردم افغانستان احترام مي‌گذارند. در كنار اين دو نظريه برخي از كارشناسان به‌طور جدي باور دارند كه حاكميت اصولا اين پيمان را به عنوان يك كارت بازي و چانه زني براي طرف‌هاي مقابل داخلي و خارجي براي انتخابات در دست دارد و عده ديگري معتقدند افغانستان به دليل نيازهاي مالي‌اي كه دارد بايد تن به اين قضيه دهد. من نه به‌عنوان ديپلماتي كه زماني در افغانستان بوده،‌بلكه به عنوان كارشناس مسائل افغانستان فكر مي‌كنم كه اصولا امضاي چنين پيماني با اين مشخصه باعث تداوم نا امني‌ها خواهد بود. موضع من موضع رسمي دولت نيست اما از نظر كارشناسي، بايد گفت تجربه گذشته بايد چراغ راه آينده باشد و بر همين اساس بايد گفت چنين پيماني به ايجاد امنيت كمك كه نمي‌كند هيچ، منشايي خواهد بود براي گسترش نا امني‌ها و منبعي براي بهانه‌تراشي مخالفان و درگيري‌هاي قومي و همچنين افراط گرايي در افغانستان كه ممكن است دامنه تا كشورهاي همسايه را نيز دربر بگيرد.

يك مسئله‌اي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه كرزي از حلقه دوستان بوش بود و حالا در مقابل خواسته آمريكا ايستاده و مي‌گويد شروط ديگري دارد. کرزی در شرايط حاضر به‌دنبال چيست ؟

پافشاري از دو زاويه است. يكي اين است كه شايد احتمالا ايشان به اين ماجرا نگاه ملي داشته و معتقد است كه اين پيمان‌نامه به ضرر افغان‌هاست و يك نگاه ديگر كه بد بينانه هم هست اين است كه ايشان با توجه به اينكه در ماه‌هاي آينده انتخابات را دارد مي‌خواهد از كساني كه نزديك به خودش هستند حمايت كند و از اين طريق به طرف آمريكايي فشارهايي را وارد مي‌آورد؛ ضمن اينكه جمع جبري دو احتمال نيز ممكن است.

انتخابات رياست‌جمهوري تا چد در پذيرش يا عدم پذيرش توافقنامه تاثير دارد ؟ يعني به تعبيری به نظر شما شروط كرزي شروط واقعي است كه اگر آمريكا اين شروط را بپذيرد،‌منجر به امضاي توافقنامه مي‌شود يا فقط بهانه‌اي براي امضا نكردن اين توافقنامه است ؟

به هر صورت حاكميت چنين تدبيري را دارد يا افكار عمومي را در نظر مي‌گيرد كه با يك راهكار كه ايجاد حساسيت در افغانستان نكند، راهكارش را دنبال كند. ايشان مثلا مطرح كرده است كه زندانيان افغاني موجود در گوانتانامو بايد آزاد شوند اما عده ديگري هم معتقدند كه طرح چنين موضوعاتي مي‌تواند ابزاري باشد در دست حاكميت كه از آن براي حمايت از كانديداي مد نظرش استفاده كند.

اگر امضاي اين توافقنامه به بعد از انتخابات رياست‌جمهوري موكول شود، نفع و ضررش براي كرزي است يا نامزدي كه قرار است از جريان مخالف كرزي در اين انتخابات شركت كند؟

موضوع بسيار روشن است اگر بنا باشد انتخابات روال خودش را داشته باشد، هر دولتي كه بيايد با توجه به راي مردم روي كار مي‌آيد اما كارشناساني كه نگاه منفي به اين موضوع دارند،‌معتقدند كه اگر قرار باشد انتخابات دو مرحله‌اي باشد ممكن است حاكميت جهت تاثير گذاشتن بر انتخابات نگاه‌هاي خارجي را جلب كند و بر اساس آن تنها چيزي كه مي‌تواند با آن تعامل داشته باشد يا معامله كند،‌همين امضاي اين پيمان است.

يعني ممكن است رئيس‌جمهور افغانستان به‌دنبال ادامه حضور خود در فضاي سياسي افغانستان باشد ؟

تا به امروز هيچ جا شنيده نشده كه رئيس‌جمهور فعلي افغانستان به‌طور آشكار يا علني از نامزد خاصي حمايت كند. همين طور كه من از مواضع جمهوري اسلامي درك مي‌كنم، ايران هم نسبت به انتخابات رياست‌جمهوري روي دو موضوع تاكيد دارد يك برگزاري انتخابات در زمان مقرر و دوم برگزاري انتخابات شفاف و آزاد بنابر استانداردهاي افغانستان است. گرچه والي يكي از ايالت‌ها و وزير امور خارجه كه سمتي داشتند و استعفا دادند براي ثبت‌نام در انتخابات اينها در دولت بودند و هنوز هم حضور دارند.

تصميمات لویه‌جرگه تا چه حد تضمين اجرايي شدن دارد؟

اصولا يك عده بر اين باورند كه برگزاري لويه جرگه و ارجاع دادن چنين موضوعي به لويه جرگه دور زدن قانون‌اساسي است پارلمان و دولت در نظام حاكميتي مسئول اين موافقتنامه هستند و در قانون‌اساسي شاني براي لويه‌جرگه در اين خصوص قائل نمي‌شوند. از طرفي رئيس‌جمهور هم هست و رئيس‌جمهور با اختيار خود بايد اين موافقتنامه را تاييد يا رد كند و به همين دليل تعدادي از نمايندگان مجلس در لويه جرگه شركت نكردند.

يعني در حال حاضر كرزي مي‌تواند بر خلاف چيزي كه لويه جرگه تاييد كرده بگويد من پيمان‌نامه را نمي‌پذيرم؟

مي‌تواند و هم نمي‌تواند. رئيس‌جمهور در اين باره تفسير خودش را به كار برده و لويه جرگه را تشكيل داده تا در اين موضوع نظر بدهد حالا نمي‌تواند بر خلاف تفسير قبلي خود نظر آنان را نپذيرد اما اگر بخواهيم از لحاظ قانوني حساب كنيم بايد بگويم كه مي‌تواند چنين كاري انجام داده و با توجه به اينكه مصوبات لويه جرگه شان اجرايي ندارد، مي‌تواند آنها را اجرايي نكند.

http://www.tehrooz.com/1392/9/7/TehranEmrooz/1327/Page/4/

 

+ نوشته شده توسط مدیر در پنجشنبه 7 آذر1392 و ساعت 20:56 |
روزنامه ایران

یادداشت

حذف محسود مشكلي را حل نمي‌كند

محمدابراهيم طاهريان

تحولاتي كه اين روزها در رابطه با پاكستان و طالبان رخ مي‌دهد داراي تضادهاي زيادي است و هماهنگي چنداني ميان آن‌ها وجود ندارد.
هفته گذشته نخست‌وزير پاكستان سفري به امريكا داشت و خواستار جلوگيري يا محدودسازي پرواز هواپيماهاي بدون سرنشين شد و از طرفي ديگر اعلام كرد كه گفت‌وگوهايي را با طالبان آغاز كرده است. در بحبوحه مذاكره، امريكا با هواپيماهاي بدون سرنشين حكيم الله محسود را كشت.
اين امر تمام دستور كار حاكميت پاكستان را در بخش‌هاي تصميم‌ساز بر هم مي‌ريزد. اين مسأله چه عمدي يا سهوي باشد نتيجه‌اش اين است كه قطعاً موضوع گفت‌وگو بين حاكميت يا بخشي از حاكميت يا همان بخش سياسي حاكميت در پاكستان با جريان افراط حتماً دچار وقفه خواهد شد و با مشكل روبه‌رو مي‌شود كه حتماً هزينه‌هايي را براي امنيت پاكستان خواهد داشت. از خلال وقايع مختلف مانند كشته شدن محسود روشن است كشورهاي فرامنطقه‌اي و به طور مشخص امريكايي‌ها به دنبال منافع خودشان هستند و به منافع كساني كه يا شريكشان يا همراهشان هستند اعتناي چنداني قايل نيستند. در دولت‌هاي قبلي پاكستان بارها گفته شده بود كه پاكستان همپيمان استراتژيك امريكاست. اما در مواردی چنین به نظر مي‌رسد امریکایی ها ملاحظات داخلي پاكستان را در نظر نمي‌گيرند و در درجه اول منافع خود را مي‌بينند و براساس ارزيابي‌هايي كه لزوماً درست و دقيق نيست دست به اقداماتي مي‌زنند كه اوضاع را پيچيده‌تر خواهد كرد. حذف عناصري مانند حكيم الله محسود حتي حذف اسامه بن‌لادن هم نشان داده كه حداقل در كوتاه‌مدت تأثيري بر كاركرد اين جريانات در داخل و همچنین در سطح منطقه ندارد.
مرگ محسود موجب ناخشنودي جريان منتسب به او كه بعضاً رفتار افراطي هم دارد مي‌شود و بر دامنه مشكلات خواهد افزود.
در پاكستان در قبال طالبان دو نگاه وجود دارد. از يك سو گفته مي‌شود يك اجماع در بخش‌هاي تصميم‌ساز نسبت به موضوع تحريك طالبان يا جريان افراط به وجود آمده است نگاه ديگر آن كه حتي اگر هر موضوعي در كنترل بخش‌هاي تصميم‌ساز در پاكستان باشد، نوع دخالت‌هايي كه خارج از منطقه صورت مي‌گيرد موضوع را مشكل‌تر و پيچيده‌تر خواهد كرد. لذا حتماً مذاكرات دچار مشكل خواهد شد و سرريز اين وضعيت نيز بلافاصله افغانستان را متأثر خواهد كرد.
دولت امريكا و پاكستان در رفتارشان تناقضات زيادي دارند. اگر از يك زاويه خاص بنگريم در بخشي از رفتار امريكايي‌ها در حوزه پاكستان قصد برخورد در حوزه افغانستان وجود دارد، آن‌ها براي مذاكرات ميان طالبان و دولت كابل فرش قرمز پهن كرده‌اند. حتي نخستين كشوري كه به طور دو فاكتو جريان افراط و دفتر طالبان در دوحه را به رسميت شناخت، امريكا بود. لذا به نظر مي‌رسد كه واشنگتن يا يك ارزيابي دقيق نسبت به تحولات ندارد يا مقامات امريكايي استاندارد دوگانه‌اي در رفتارشان نسبت به متحدان خود دارند.

٭ سفیر سابق ایران در افغانستان و پاکستان

http://www.iran-newspaper.com/1392/8/12/Iran/5501/Page/5/Index.htm

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 13 آبان1392 و ساعت 13:0 |
روزنامه تهران امروز

خويشتن‌داري هم مرزي دارد



محمدابراهيم طاهريان

سفير سابق ايران و كارشناس سياست خارجي


حادثه سراوان در استان سيستان‌وبلوچستان و در مرز كشور پاكستان رخ داده است. آنچه براي اين حادثه تاسف‌بار حائز اهميت مي‌باشد اين نكته است كه جريان افراط همواره در مرزهاي افغانستان و پاكستان چنين حوادثي را در مرزها رقم زده و ايران بر اساس رعايت احترام به همسايگان خود تنها به دفاع و دنبال كردن افراد در خاك خود پرداخته است.جريان افراط از ابتدا مورد حمايت برخي كشورهاي غربي بود و همين ماجرا باعث رشد بيش از حد اين جريانات و گروهك‌هاي تروريستي منطقه شده است بر همين اساس خيلي از بانيان حمايت از آنها را نيز دچار كرده است كه بر اين اساس حاميان اين گروهك‌هاي تروريستي را به اين نتيجه رسانده كه هركس باد بكارد توفان درو خواهد كرد.

اما بايد به اين نكته توجه كرد كه ناامني پديده‌اي است كه جغرافياي وسيعي را در بر مي‌گيرد و از اين رو رواج نا‌امني در مناطق مرزي پاكستان و افغانستان هر از گاهي باعث بروز حوادث تروريستي در مرز ايران با اين دو كشور مي‌شود. در همين رابطه برخي از كشورها نيز فكر مي‌كنند كه مي‌توانند با بهره‌گيري از گروه‌هاي افراطي براي نيل به اهدافشان استفاده كنند. اما از اين جهت كه روابط ايران و پاكستان همواره بر دوستي مبتني بوده است اين كشور نبايد اجازه دهد كه اقدامات اين چنيني روابط دو كشور را دچار خدشه كند. اگر پاكستاني‌ها به وظايف همسايگي خود به خوبي عمل كنند قطعا اين حوادث رخ نداده و مجددا شاهد چنين اقدامات تروريستي نخواهيم بود.

به هر حال وجود چنين اتفاقاتي در عالم ديپلماسي علامت خوبي تلقي نمي‌شود و انتظار مي‌رود كه پاكستان به شدت با عوامل حادثه برخورد كند همانطور كه ايران با چنين اقدامات جنايتكارانه‌اي برخورد خواهد كرد.

ايران تاكنون با همسايگان خود تعاملات مثبتي داشته و براي حراست از مرزهاي خود وارد خاك همسايه‌هايش نشده است. بعد از حوادث اين چنيني هم خويشتن‌دار بوده است اما كشورها بايد بدانند كه خويشتن‌داري هم حد و مرزي دارد، درست است كه ايران در سياست خارجي خود هيچ‌‌گاه آمريكا را الگوي روابط خارجي قرار نمي‌دهد و نمي‌خواهد به سبك اين كشور بدون اجازه وارد مرزهاي كشورها براي مبارزه با تروريست شود.

با همه اين تفاسير اميدوار هستيم كه پاكستان حق همسايگي خود را درست به جاي آورده و ضمن برخورد شديد با عوامل حادثه سراوان با گروهك‌هاي تروريستي شديدا برخورد كرده و از مرزهاي خود محافظت كند.

http://tehrooz.com/1392/8/6/TehranEmrooz/1302/Page/2/

+ نوشته شده توسط مدیر در دوشنبه 6 آبان1392 و ساعت 18:25 |
روزنامه شرق
شاه‌بیت توافقنامه امنیتی
ابراهیم طاهریان . سفیر سابق ایران در افغانستان
بیش از یک‌سال پیش توافقنامه امنیتی میان آمریکا و افغانستان به امضا رسید. چندی پس از آن حامد کرزای، رییس دولت افغانستان اعلام کرد که آمریکایی‌ها می‌خواهند بین پنج تا هفت پایگاه نظامی و هفت تا 12‌هزار نیرو در افغانستان داشته باشند. به همین دلیل مهم‌ترین بند توافقنامه موسوم به امنیتی دادن مصونیت قضایی به نیروهای آمریکایی شد. از آن زمان تا الان، هم به دلیل تکنیکی و هم به دلیل چانه‌زنی‌های سیاسی، این بند از توافقنامه امنیتی لاینحل باقی مانده است. حساسیت بالای افکار عمومی افغانستان نیز دلیل دیگری برای عدم توافق در این زمینه است. حالا سفر غیرمنتظره جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا به افغانستان بار دیگر موضوع مصونیت قضایی به نیروهای آمریکایی را به میان آورده است. پس از دیدار روز گذشته حامد کرزای و جان کری، در خبر‌ها آمده است که دو طرف روی بخش‌هایی از توافقنامه، گفت‌وگو و به توافق رسیده‌اند اما بحث مصونیت قضایی که شاه‌بیت توافقنامه امنیتی است همچنان حل‌نشده باقی مانده است. امری که نشان می‌دهد گفت‌وگو‌ها همچنان به نتیجه نرسیده است. در محافل افغانستان، یک نقل‌قول حاکی از آن است که رسیدگی بر این بند توافقنامه به شورای امنیت افغانستان محول شده است و یک نقل‌قول دیگر این است که برای تصمیم‌گیری در این موضوع لویه جرگه تشکیل شود. 

 اما به نظر می‌رسد به دلیل مقاومت افکار عمومی، دادن مصونیت قضایی به سربازان افغان کار آسانی نیست و طرفین به‌دنبال مدیریت زمان هستند تا با اطلاع‌رسانی مرحله‌ای بتوانند افکار عمومی را مدیریت کنند. هرچند با توجه به تجربه سه دهه گذشته افغانستان بعید است که افکار عمومی از کنار این موضوع بی‌تفاوت بگذرد. اما فارغ از اینکه این بند مورد موافقت افغان‌ها قرار می‌گیرد یا نه، سوال اساسی این است که چنین اتفاقی چه تاثیری بر وضعیت افغانستان می‌گذارد؟ در 10سال گذشته 37 کشور با بیش از 120‌هزار نیرو در افغانستان بوده و کمک‌های زیادی از سوی این کشورها به افغانستان شده است؛ اما به هر علتی جامعه جهانی و کشورهایی که در افغانستان نیرو داشتند نتوانستند مفید باشند و حالا چه تضمینی وجود دارد که یک کشور با این تعداد نیرو بتواند مفید فایده واقع شود. علاوه بر این، این روند باعث خواهد شد که جریان افراط برای اقدامات خود توجیه داشته باشد. در این میان استراتژی ایران نیز در قبال افغانستان توسعه و امنیت در این کشور است و هر اتفاقی که بر اساس واقعیت‌ها و ارزیابی روند‌ها نتواند منجر به بهترشدن اوضاع افغانستان شود، مورد خوش‌آمد همسایگان افغانستان از جمله ایران نیست.
http://sharghdaily.ir/?NPN_Id=233

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 30 مهر1392 و ساعت 20:45 |

روزنامه تهران امروز

كاپيتولاسيون آمریکایی در افغانستان

محمدابراهيم طاهريان
سفير سابق ايران در افغانستان

يكي از محورهاي مورد توافق بين آمريكا و افغانستان درباره پيمان‌نامه امنيتي بحث حاكميت ملي افغان‌هاست. پذيرش كاپيتولاسيون از طرف قدرت مركزي افغان در وهله اول به‌معناي خدشه‌دار شدن حاكميت ملي افغانستان خواهد بود اما با بررسي جزئيات بايد اذعان داشت كه پيمان امنيتي پيش مقدمه‌اي داشت موسوم به پيمان استراتژيك. جنس اين پيمان منعقده بين آمريكا و افغان از اين جهت متفاوت است كه بحث مصونيت قضايي در آن مطرح شده است. گويا حاكميت توان ريسك‌پذيري در اين مورد را ندارد. نبايد از نظر دور داشت كه دولت وقت انتخابات را پيش‌رو دارد و از سوي ديگر آمريكا به‌دنبال معامله و گرفتن تضميني جهت تداوم حاكميت ملي است. مسئله مهم اين است آنچه در افغانستان رخ داد و چندين كشور توان حل بحران آن را نداشتند، چگونه يك كشور به تنهايي مي‌تواند از عهده آن برآيد؟ مي‌توان گفت كه تحقق اين امر اوضاع را بهتر نخواهد كرد و آنچه روحيه و افكار مردم افغانستان نشان مي‌دهد اين است كه افكار عمومي طي تجربه حضور نيروهاي شوروي و حضور نيروهاي خارجي و همچنين جريان افراط نسبت به اين مسئله واكنش منفي نشان خواهد داد. آنچه در اين چندساله رخ داد حاكي از آن است كه حاكميت افغانستان مواضع پايدار و ثابتي نداشته و همواره بين گفتار و عمل آن تناقضاتي ديده مي‌شود. اينكه چگونه تيم حاكميتي همراه با غربي‌ها، اكنون صداي مخالفت با آنان را دارد،حاكي از همين بي‌ثباتي است. از طرف ديگر كرزي نمي‌تواند خوشبين باشد كه در اين مسير از اختيارات تام برخوردار است. زيرا بايد به شرايط مندرج در قانون‌اساسي متعهد بوده كه در غيراينصورت سرپيچي از قانون‌اساسي تلقي خواهد شد و خصوصا همانطور كه اشاره شد كرزي نبايد نسبت به واكنش افكار عمومي و خواست مردم غفلت كند. با توجه به اينكه تا قبل از اين موضوع مصونيت قضايي نيروهاي آمريكايي در افغانستان مطرح نبود بايد گفت آمريكا از اين ترس دارد كه آنچه در عراق رخ داد در افغانستان هم رخ دهد اما مطمئنا آمريكايي‌ها به‌دنبال راه‌حلي هستند كه ضمن حفظ منافع، تداوم حاكميت ملي را نيز تضمين كند. اما بايد ديد كه اين راهكار تا چه اندازه محقق خواهد شد! افغانستان با مشكلات ديگري هم روبه‌رو است. فساد دولت، عدم وجود تعريف دقيق و صحيح از حكومت خوب، اقدامات نه چندان كارآمد جامعه بين‌الملل از جمله مشكلات دولت كرزي است كه وضعيت كنوني خود مصداقي بر اين مدعاست. اما مسئله مهم اين است كه اين مشكلات يك شب و تنها در لواي پذيرش مصونيت قضايي حل نخواهد شد. حتي اگر هم راه‌حل كوتاهي براي حل اين مشكلات وجود داشته باشد آن راه‌حل مصونيت نخواهد بود. پذيرش مصونيت قضايي سر منشا ناامني خواهد بود. خصوصا آنكه بحران مهمي در افغانستان وجود دارد كه جريان افراط است. اين امر ممكن است خشونت جريان افراط را بيشتر و حتي مردم را هم همصدا كند!

http://tehrooz.com/

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 30 مهر1392 و ساعت 20:32 |
در پایان نمایشگاه فاجعه سربرنیتسا؛
عباس حیدر: هشت هزار نفر در "یک منطقه امن" قتل عام شدند!

دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی گفت: برای چهارمین سال متداول، نمایشگاهی با هدف گرامی‏داشت یاد و خاطره مردم به خاک و خون کشیده "سربرنیتسا" در تالار آیینه برج آزادی تهران برپا شد. 

 

به گزارش خبرگزاری اهل‎بیت(ع) ـ ابنا ـ  برای چهارمین سال پیاپی نمایشگاه عکسی برای بزرگداشت شهدای سربرنیتسای بوسنی و هرزگوین برگزار شد.

این نمایشگاه در تالار آیینه برج آزادی تهران برپا شد و در مراسم افتتاحیه آن «امیر کادونویچ» سفیر بوسنی در تهران و «عباس حیدر» دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی سخنرانی کردند.

در پایان برگزاری این نمایشگاه دبیر انجمن دوستی ایران و بوسنی در گفتگو با خبرنگار ابنا گفت: تقریبا 11 تا 14 جولای سال 1995 میلادی، 8373 نفر از مردم بی دفاع در شهر "سربرنیتسا"ی این کشور توسط صرب ها قتل عام شدند.

«عباس حیدر» ادامه داد: سازمان ملل در آن سال منطقه سربرنیتسا را منطقه امن اعلام کرده بود و حدود 50 هزار نفر از مردم در آنجا جمع شده بودند که قصد مهاجرت به منطقه امن دیگری داشتند ولی توسط صرب های آن منطقه، به خاک و خون کشیده شدند و تعداد فوق الذکر به شهادت رسیدند.

وی  افزود: ما نیز به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره آن مردم بی دفاع و محکومیت این قتل عام تاریخی که پس از جنگ جهانی دوم صورت گرفته، هرساله در شهرهای مختلف بزرگداشتی را برگزار می‎کنیم.

حیدر که با خبرنگار ابنا گفتگو می‎کرد با اشاره به نقطه آغازین این فعالیت‎ها گفت: چند سال قبل تقاضا شد که این بزرگداشت ها را در سطح بین المللی و در کشورهایی مثل ایران، مالزی، ترکیه و ... که پس از حادثه دلخراش بوسنی به مردم این کشور کمک کرده بودند اجرا کنیم.

دبیر انجمن دوستی ایران ـ بوسنی اضافه کرد: ما نیز بر همین اساس، برای چهارمین سال با همکاری مجموعه‎های داخلی و سفارت کشور بوسنی و هرزگوین در ایران، یاد و خاطره مردم به خاک و خون کشیده سربرنیتسا را گرامی می‎داریم.

وی با اشاره به نمایشگاهی که از روز پنج‎شنبه ـ 13 تیرماه ـ شروع به کار کرد و بتازگی پایان یافت هم اظهار داشت: امسال نیز در تالار آیینه برج آزادی تهران نمایشگاهی از آثار هنری بوسنی و هرزگوین که شامل عکس‎ها و کتب آموزشی می‎شود برپا کردیم.

مشاور دبیرکل مجمع جهانی اهل بیت(ع) افزود: عکس‎های این نمایشگاه توسط «رضا برجی» عکاس و مستند ساز بنام ایرانی تهیه شده است.

حیدر در مورد عدم حضور "برجی" در این نمایشگاه نیز توضیح داد: آقای برجی از جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس کشورمان هستند به همین دلیل حال مساعد روحی خوبی نداشته و ما را از نعمت حضورشان محروم کردند.

وی با اشاره به سخنرانی برخی مدعوین در افتتاحیه این نمایشگاه اظهار داشت که «محمد ابراهیم طاهریان» اولین سفیر ایران در بوسنی و هرزگوین، خاطره ای از دوران حضورش در این کشور و دریافت نشان از مادران سربرنیتسا بازگو کرد که بسیار مورد استقبال حضار قرار گرفت.

طاهریان در ادامه سخنرانی خود تاکید کرد: مقام معظم رهبری نسبت به فاجعه انسانی سربرنیتسا دغدغه های بسیاری داشتند و در سخنانی هم فرموده بودند که باید به مردم مسلمان بوسنی و هرزگوین کمک کنیم.

در ادامه مراسم افتتاحیه این نمایشگاه، «امیر حاجی کادونویچ» سفیر بوسنی و هرزگوین در ایران گفت: از جمهوری اسلامی ایران به خاطر گرامیداشت یاد و خاطره مردم سرزمینم کمال تشکر را دارم و اعلام می‎کنم که از هیچ فرصتی برای تبیین این فاجعه انسانی فرو گذار نکرد.

 مدیرعامل و دبیر انجمن دوستی ایران ـ بوسنی در پایان تاکید کرد: ما به دوستان بوسنیایی خود گفته‎ایم که آمادگی هرگونه فعالیت در زمینه‎های نمایشگاه، نشست و گفتگوهای مختلف را برای آگاه سازی مردم جهان داریم.

عباس حیدر خاطرنشان کرد که حدود 25 نفر از بوسنیایی های کالج شهر "پیساکو" مهمان افتتاحیه این نمایشگاه بودند.

...........................

http://abna.ir/data.asp?lang=1&Id=441533

+ نوشته شده توسط مدیر در جمعه 19 مهر1392 و ساعت 20:5 |

تهران امروز سه شنبه ۲۶ شهريور ۱۳۹۲

محمدابراهيم طاهريان

سفير سابق ايران در افغانستان

در راستاي همكاري آمريكا و ايران پس از انقلاب اسلامي مي‌توان به همكاري براي حل مشكل افغانستان اشاره كرد.اواخر دهه 90 ميلادي حضور افرادي افراطي در بخشي از منطقه جغرافيايي افغانستان مسلم شد. اين گروه از سمت كشورهاي عربي و پاكستان به رسميت شناخته شد اما تهران همچنان از دولت رباني كه دولت قانوني افغانستان بود حمايت مي‌كرد. در اين خلال مجموعه مبارزاتي در جبهه شمال با رياست شهيد احمد شاه‌مسعود شكل گرفت كه وي وزير دفاع دولت رباني بود و ايران هم از دولت قانوني وي حمايت مي‌كرد. مجموعه اين روند با توجه به اتفاقاتي كه در جامعه بين‌المللي واقع شد، چه درخصوص خليج‌فارس و چه درخصوص حملات 11 سپتامبر باعث به هم ريختگي و آشفتگي دولت رباني و افغانستان شد.

بعد از اين جريانات جامعه بين‌الملل تصميم گرفت با محوريت سازمان ملل به افغانستان كمك كند. بر همين اساس گروه موسوم به 2+6 متشكل از شش همسايه افغانستان كه ايران هم جزو آن بود به علاوه آمريكا و روسيه تشكيل شد تا به اين مشكلات رسيدگي شود.

اين گروه تشكيل شد و اولين بار هم در مجمع عمومي سازمان ملل نمايندگان كشورها از جمله نماينده ايران و آمريكا در محل سازمان ملل براي حل بحران افغانستان تشكيل جلسه دادند.بعد از آن مجموع گفت‌وگوها باز هم با محوريت سازمان ملل كه آن زمان اخضر ابراهيمي را به عنوان نماينده معرفي كرده بود و باز هم در مقر سازمان ملل با حضور اعضا جلساتي برگزار شد كه منجر به تشكيل دولت موقت يا دولت عبور در افغانستان شد.اين اتفاق نخستين مذاكره ايران و آمريكا بود كه در زير سقف سازمان ملل و به‌تبع آن رعايت مساوات در حقوق و اعلام راي شكل گرفت.اين مذاكرات طبق پروتكل سازمان ملل انجام و با موضع ايراني كه مبتني بر منطق و استدلالي قوي بود شكل گرفت.ازاين رو بايد تاكيد كرد كه در گذشته نيز بر سر مسائلي چون دولت افغانستان و عراق ايران و آمريكا در پاي ميز مذاكره نشسته‌اند و توافق نهايي نيز در اين مذاكرات حاصل شده و اين موضوع مسبوق به سابقه است. با اشاره به اين مسئله و نامه‌نگاري اخير بين مقامات آمريكا و ايران نكته مهم اين است كه مواضع ايران در سياست خارجي خصوصا در دولت تدبير و اميد مواضع معقول و سنجيده‌اي بوده و نوع گفتمان وزير خارجه و رئيس‌جمهور مبتني بر منطق بوده است و اين نكته‌اي است كه حسن روحاني به عنوان رئيس‌جمهور ايران بر آن تاكيد داشته است و شايد همين مسئله باعث بهبود روابط ديپلماتيك بين دو كشور شود. نكته‌اي كه طرف‌هاي غربي بايد به آن توجه كنند اين است كه در زمان جنگ با عراق و در زمان تصويب قطعنامه، روساي جمهور دو كشور با يكديگر نامه‌نگاري انجام مي‌دادند اما اين اتفاق باعث نشد كه ايران از مواضع به‌حق خود عقب‌نشيني كند. بر همين اساس نامه اوباما به ايران باعث نمي‌شود كه ايران از حقوق مسلم خود عقب‌نشيني كند.

http://www.tehrooz.com/1392/6/26/TehranEmrooz/1270/Page/2/

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 26 شهریور1392 و ساعت 11:27 |
روزنامه ایران

بلوغ سياسي اپوزيسيون قانوني افغانستان

گروه بين‌الملل- زهرا كريمي

در حالي كه بحران سوريه و مصر اين روزها در صدر اخبار جهاني قرار دارند، اما تحولات ديگري نيز در ديگر نقاط منطقه و جهان در حال وقوع است كه نيازمند تامل و بررسي است. از جمله اين موضوعات، تحولات صحنه افغانستان و انتخابات پيش رو در اين كشور است. در اين خصوص با محمدابراهيم طاهريان، سفير پيشين ايران در افغانستان و پاكستان به گفت‌وگو نشستيم. 
با توجه به اين‌كه انتخابات رياست جمهوري افغانستان در بهار سال آينده برگزار مي‌شود مهمترين تحولات و آرايش سياسي و اجتماعي اين كشور را چگونه ارزیابی می کنید؟ 
فرايند انتخاب عملاً در افغانستان شروع شده است. در افغانستان نخستين قدم براي انتخابات ثبت‌نام رأي‌دهندگان است كه مدتي قبل شروع شد. طبق قانون قرار است هفته اول فروردين‌ماه سومين دوره انتخابات رياست جمهوري افغانستان برگزار شود و ظرف كمتر از يك ماه آينده نيز كانديداها بايد ثبت‌نام كنند. مهمترين اتفاقي كه به نظر مي‌رسد در روند انتخابات واقع شد آخر هفته گذشته در كابل شكل گرفت و آن ائتلاف اكثر قريب به اتفاق خانواده جهاد بود. اين امر نشان مي‌دهد جريانات سياسي افغانستان به نوعي بلوغ سياسي رسيده‌اند. 
اعضاي اين ائتلاف اپوزيسيوني را شامل مي‌شود كه مخالف قانون اساسي فعاليت سياسي انجام نمي‌دهند و در حقيقت در رديف اپوزيسيون برانداز قرار نمي‌گيرند. آنان معتقد به مبارزه سياسي هستند و اپوزيسيون قانوني را تشكيل مي‌دهند و اينك به يك تفاهم رسيده‌اند. 
در واقع مي‌توان گفت عمده‌ترين و سرشناس‌ترين اعضاي خانواده جهاد به تفاهم رسيدند كه بيش از 15 ائتلاف، حزب و گروه بوده و خيلي از كارشناسان بر اين باورند اين يك اتفاق خوب در افغانستان است كه اعضاي آن براي رسيدن به اهدافشان از طريق گفتمان و راهكارهايي سياسي اقدام مي‌كنند. اين از معدود مواردي بوده كه ائتلافي با اين وسعت شكل گرفته است. همه عناصر مطرح در خانواده جهاد كه جزو اين ائتلاف هستند تفاهم كردند تا قبل از شروع ثبت‌نام رسمي كانديداها روي كانديداي واحد رياست جمهوري و معاونان وي به تفاهم برسند. 
ارزيابي شما از خروج نيروهاي امريكايي و ائتلاف چيست آیا خروج اين نيروها به معناي بازگشت نظاميان امريكايي به پايگاه‌هاي دائمي است؟ 
به‌نظر مي‌رسد بايد راجع به اصطلاح خروج كلمه ديگري را پيدا كرد، چون از عبارت خروج نيروهاي خارجي معناي ديگري برداشت مي‌شود و قرار نيست اين نيروها از خاك افغانستان خارج شوند. همه شنيده‌ها حكايت از آن دارد كه مجموع كشورهاي مطرح خارجي كه الآن در افغانستان نيرو دارند بخصوص امريكا بنا به ماندن دارند. 
مهم‌ترين موضوعي كه اكنون مطرح است بحث مصونيت قضايي نيروهاي خارجي است كه به‌نظر مي‌رسد در مواردي افكار عمومي در افغانستان بشدت با آن مخالف است و حاكميت بابت آن دست بازي براي چانه‌زني ندارد. امريكايي‌ها مدتي قبل ايجاد 5 تا 7 پايگاه را مطرح كردند و خواستار ادامه حضور 12 تا 19 هزار نيرو در افغانستان هستند. 
ولي به‌نظر مي‌رسد با تمام چانه‌زني‌ها و مقاومت افكار عمومي ماندن نيروهاي خارجي در افغانستان سازوكاري فرامنطقه‌اي دارد و ممكن است حساسيت‌هايي را در منطقه به‌وجود بياورد. تاكنون تكليف و سرانجام اين بحث روشن نشده، اگر بناست نيروهاي خارجي در افغانستان بمانند با چه مابه‌ازايي مي‌مانند و اگر بنا است به تفاهم نرسند چه خواهد شد؟ بايد راجع به اين موضوع اين‌طور اظهار نظر كرد كه بحث خروج يك اصطلاح كلي است و يك آدرس دقيق نسبت به سرنوشت نيروهاي فرامنطقه‌اي كه 10 سال است در افغانستان حضور دارند، نيست. 
دولت افغانستان با دو اپوزيسيون قانوني و برانداز مواجه است، آخرين تحولات اين 2 اردوگاه را چگونه ارزيابي مي‌‌كنيد؟ 
آن چيزي كه تاكنون اتفاق افتاده و خيلي از كارشناسان نيز بابت آن متعجب هستند اين است كه جريان افراط به ميزاني كه جنايت كرده جايزه گرفته و جرياني كه در ذيل قانون اساسي و چارچوب مقررات و ضوابط و قوانين در افغانستان فعاليت مي‌كند از طرف حاكميت و جامعه بين‌الملل كمتر مورد توجه بوده يا به اندازه كافي مورد توجه قرار نگرفته است. اين مسأله به روند بهتر شدن اوضاع در افغانستان كمك نمي‌كند. 
افراد يا جريان‌هايي كه در ذيل قانون اساسي در چارچوب تفاهم سياسي و يك گفتمان سياسي فعاليت مي‌كنند قاعدتاً بايد مورد توجه و حمايت بيشتري قرار بگيرند. جرياني كه دست به سلاح مي‌برد و جنايت مرتكب مي‌شود بايد تنبيه شود كه چنين چيزي تاكنون صورت نگرفته و اگر اين روند ادامه پيدا كند اوضاع پيچيده‌تر شده و روي روند انتخابات نيز تاثير مي‌گذارد. 
آيا خانواده جهاد در صورت پيروزي احتمالي در انتخابات آتي، توانايي جمع كردن ديگر نيروهاي جامعه افغانستان زير چتر مشروعيت خود را خواهد داشت؟ 
تجربه گذشته چراغ راه آينده است. در سه دهه گذشته كم و بيش همه عناصر مطرح در افغانستان كه امروز ذيل آدرس خانواده جهاد جمع مي‌شوند كارنامه مشخصي دارند و به دليل بلوغ سياسي كه به وجود آمده بينشان يك تفاهم شكل گرفته كه ثمره اوليه‌اش ائتلاف است و قاعدتاًً بحث مشاركت همه اقوام و احزاب و مذاهب يكي از شعارهايي است كه سرداده شده و تعهد پايبندبودن به آن را مطرح مي‌سازند كه رويدادهايي قابل توجه و نيازمند تقويت است. 
وضعيت جناح كرزاي در انتخابات پيش‌رو را چگونه مي‌بينيد؟ 
پيش از اعلام نهايي نتايج تفاهمات ائتلاف تازه ظاهراً ‌افرادي منسوب به حاكميت هم در آن حضور داشتند كه در نهايت اعلام داشته‌اند ما خواهان بررسي بيشتري هستيم. اما هر حزب يا گروهي كه در افغانستان حاكم مي‌شود اگر بنا باشد ذيل قانون اساسي و پايبند به قانون باشد بايد مشاركت همه را در نظر بگيرد. افغانستان و منطقه ديگر رفتار جريان افراط و تك صدا را نمي‌پذيرد. 
به نظر شما كدام طيف و نيروها در افغانستان معمولاً از تحولات ايران بيشتر متاثر بوده اند؟ ‌ 
اصولاً ما با افغانستان به علت همسايگي، مرز طولاني، عمق روابط فرهنگي، زبان و دين مشترك تاثيرات متقابل فراواني داريم. طبعاً دولت تدبير و اميد با نوع نگاهي كه به موضوعات منطقه‌اي دارد قاعدتاً تاثيرات خودش را بر همسايگانش مي‌گذارد. در ديدگاه‌هاي ديپلمات كارآمدي كه امروز سكاندار دستگاه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران است همسايگان و افغانستان جزو موضوعات اوليه و جدي هستند از اين رو انتظار مي‌رود روابط دو كشور بيش از پيش توسعه پيدا كند. 
پس از اين، همسايگي خوب و حسن همجواري مستلزم چه اقدامات و اتفاقاتي در دو طرف يعني ايران و افغانستان است؟ 
يك رابطه خوب، يك رابطه همه جانبه است. روابط بايد در همه حوزه‌هاي اقتصاد، سياست، فرهنگ، امنيت و توسعه پيشرفت كند. طبعاً اگر در يك بخش روابط پيشرفت كند و بقيه بخش‌ها به اندازه كافي پيشرفت نكند مشكلاتي ايجاد مي‌شود. رابطه خوب اين است كه به‌خصوص در حوزه اقتصاد و امنيت روابط به صورتي كه در شأن دو كشور و منطقه است پيشرفت كند و اميدواريم اين اتفاق رخ دهد.

http://www.iran-newspaper.com/1392/6/12/Iran/5451/Page/19/Index.htm

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 12 شهریور1392 و ساعت 17:45 |
روزنامه جوان

افراط‌گرايان افغان به دنبال براندازي‌اند نه صلح

 مواضعي كه از طرف حاكميت كابل اين روزها علني مي‌شود، به عقيده برخي از كارشناسان حوزه افغانستان حول دو محور دور بعدي انتخابات رياست جمهوري و خروج نيروهاي خارجي از اين كشور است. مواضعي كه دو روز پيش اعلام شد مبني بر شركت افغان‌ها در انتخابات ذيل هر موضوعي، يك امر پسنديده است و طبيعتاً هر افغاني حق دارد از اين موقعيت استفاده كند، لذا بايد براي همه جريان‌هايي كه ذيل عنوان افراط جمع شده‌اند، حتماً بايد برايشان فرش قرمز پهن كرد، اما جريان افراط طوري رفتار مي‌كند كه يك انتقاد از طرف مردم به آنها وارد است و آن اينكه قانون را رعايت نمي‌كنند.

جريان افراط اصولاً به جرياني اطلاق مي‌شود كه مردم افغانستان را براي تحميل عقايدشان به خاك و خون كشيده و به قانون عمل نمي‌كنند. هم اكنون اپوزيسيوني در افغانستان هست كه هم در مشراجرگه و هم مشرانوجرگه حضور داشته و حتي در انتخابات رياست جمهوري گذشته كانديدا معرفي كردند، اما هيچ گاه مردم را قرباني خواسته‌هاي خود نمي‌كنند. مردم افغانستان پس از سه دهه مبارزه به اين بلوغ رسيده‌اند كه چه اتفاقي در حال رخ دادن است. به بيان ديگر، دست حاكميت براي مردم رو شده است. اين مواضع متناقض حاكميت بازي با افكار عمومي است و نتيجه آن هم توسعه ناامني است كه براي مردم افغانستان بسيار ملموس است و بارها طعم خون را چشيده‌اند.

در گذشته مذاكرات مخفيانه طالبان و امريكا را در دفتر سياسي قطر داشتيم. اين مذاكرات در واقع بين يك جريان اپوزيسيون برانداز با كشوري بوده كه حضور نظامي در افغانستان دارد. پس نمي‌توان نام چنين مذاكراتي را حتي در راستاي رسيدن به مذاكرات صلح گذاشت. اعتراضاتي كه از طرف حكومت افغانستان همواره به اين مذاكرات مبني بر حضور دولت افغانستان در مذاكرات صلح وارد شده، صحيح است. اين حرف درستي است كه براي هر مذاكراتي بايد يك دستورالعمل جلسه وجود و حاكميت آن كشور حتماً حضور داشته باشد. از طرفي شايد بي‌ربط‌ترين جايي كه مي‌شد براي مذاكرات صلح انتخاب شود، يك كشور كوچك در حاشيه خليج فارس بود. اگر قرار است مذاكراتي هم برگزار شود بايد يا در همان كشور يا در يك مركزي مانند سازمان ملل باشد. انتخابي اين چنين بسيار متناقض بود.

حالا كشوري كه مي‌خواهد از افغانستان خروج نظامي داشته باشد، مي‌خواهد در اين اثنا توافقنامه امنيتي امضا كند. در كنار امريكا هم يك جريان اپوزيسيون وجود دارد. با توجه به زمان‌بر شدن امضاي نهايي توافقنامه امنيتي از سوي دولت افغانستان و مخالفت‌هايي كه از طرف مردم و مشراجرگه شده بود، آنچه مسلم است اين كه امريكا اگر بخواهد در افغانستان بماند، بايد مصونيت نظامي بگيرد و افكار عمومي هم اين حضور را قبول ندارد. بايد ديد حاكميت افغانستان چقدر به افكار عمومي توجه دارد.

*طاهریان - سفير سابق جمهوري اسلامي در افغانستان و پاكستان

http://www.javanonline.ir/fa/news/608557

+ نوشته شده توسط مدیر در سه شنبه 5 شهریور1392 و ساعت 9:7 |